دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

  ارتباط بین متغیرهای مدل کنسلیم و نرخ بازدهی سهام در بورس اوراق بهادار تهران

قسمتی از متن پایان نامه :

نقدی بر تحلیل تکنیکی

در شرایطی می توان از تحلیل تکنیکی بهره جست که مفروضات آن رعایت شده باشد، اگر این طور نباشد امکان اشتباه در تحلیل تکنیکی وجود خواهد داشت. همانطور که گفته گردید اولین فرض تحلیل تکنیکی این می باشد که قیمت معرف همه اطلاعات می باشد، یعنی فرض این می باشد که بازار کاراست بر اساس این فرضیه تمامی اطلاعات در مورد یک شرکت بلافاصله در قیمت جاری سهام آن شرکت منعکس می گردد و در این نوع بازار نمی توان از اطلاعات یا طریقه گذشته قیمت سهام برای اتنخاب سهمی با نرخ بازار بسیار بالا در آینده بهره گیری نمود، در واقع در بازار کار اطلاعات نهایی در مورد سهام وجود ندارد.

یک تحلیلگر تکنیکی در آغاز به این باور رسیده می باشد که هر چیزی که بتواند در قیمت سهام تاثیر بگذارد، اعم از فاکتورهای سیاسی، اقتصادی و غیره در قیمت یک سهم لحاظ شده می باشد، لذا تحلیل قیمت تمام آن چیزی می باشد که چارتیست به آن نیازمند می باشد اما وجود اطلاعات نهایی این باور را شبهه ناک نموده و فرضیه اول را زیر سوال می برد.

دومین فرضیه این بود که تغییرات قیمت کاملاً تصادفی نیست، یعنی تغییرات قیمت سهام بر اثر عرضه و تقاضا ناشی از علت های بنیادی مثل تعدیل EPS شرکت، طرح ها و برنامه های آتی شرکت، تغییر هیات مدیره  و غیره انجام می شود. تحلیل گر بنیادی بر این باور می باشد که اگر قیمت به هر دلیل بالا رفت پس بایستی تقاضا بر عرضه غلبه کرده و علل بنیادی تاثیر خود را گذاشته باشد و چنانچه قیمت سقوط نمود علت های بنیادی بی اثر شده می باشد، به تعبیر دیگر آن چیز که جهت عرضه و تقاضا را تغییر می دهد برآیند تغییرات بنیادی و اقتصاد بازار می باشد، اما متاسفانه دیده می گردد که گاهی تغییرات قیمت سهام شرکتها نه به صورت حقیقی که به صورت مجازی و بر اثر شایعات یا سفته بازی عده ای از معامله گران صورت می پذیرد که هیچ توجیح بنیادی ندارد. در این صورت علاوه بر نقض فرضیه دوم ، فرضیه سوم نیز خدشه دار می گردد زیرا زمانی فرضیه سوم می تواند ملاک واقع گردد که دو فرضیه دیگر رعایت شده باشند، در غیر این  صورت  چرایی تغییرات قیمت نیز اهمیت پیدا می کند زیرا اگر تغییرات قیمت به صورت مجازی صورت گرفته باشد، اصول تکنیکی رعایت نشده و در نهایت سبب گمراهی و اشتباه تحلیل گر می گردد و لذا تحلیل گران به مقصود جلوگیری از اشتباه بایستی چرایی تغییر قیمت را نیز مطالعه نموده و علاوه بر مطالعه قیمتها به مطالعه نوع سهام و علت های تغییرات قیمت نیز بپردازند تا در دام شایعات و سفته بازان و یا افرادی که به اطلاعات نهایی دسترسی دارند، نیفتند(میرز، 1384، 34).

سایر معایبی که در تحلیل تکنیکی هست در زیر آورده شده استHill, 2006)) :

تمایل تحلیل گر: تحلیل تکنیکال ذهنی بوده و علایق و سلایق شخصی تحلیل گر در واکاوی تاثیرگذار می باشد. در نظر داشتن این مطلب در هنگام واکاوی یک چارت(نمودار) مهم می باشد. اگر تحلیل گر بر روی سهمی خاص تعصب داشته باشد کل تحلیل وی تحت تاثیر این اعمال سلیقه قرار خواهد گرفت. و بایستی این نکته را در نظر داشت. همچنین چنانچه تحلیل گر نسبت به یک سهم بدبین باشد نتیجه تحلیل احتمالا انتظار طریقه نزولی برای آن سهم خواهد بود.

    امکان تفسیر مختلف: علاوه بر موضوع بالا، بایستی این واقعیت را پذیرفت که تحلیل تکنیکال را می توان به روشهای مختلف تقسیم نمود. علی رغم اینکه استانداردهایی هست اما خیلی وقتها دو تحلیل گر با نگاه به یک نمودار به دو دیدگاه متفاوت و جهت گیری مخالف می رسند. هر دو نیز می توانند علت های منطقی بیاورند و بر سر تحلیلشان اصرار کنند. علت های مبنی بر درست بودن تحلیلشان ارائه دهند. در حالیکه این موضوع می تواند نامیدکننده باشد. بنظر می رسد تحلیل تکنیکال تا اندازه ای مثل علم اقتصاد بیشتر شبیه هنر می باشد تا علم. اینکه نیمه پر یا خالی لیوان را ببینیم بستگی به نظر بیننده دارد.

   عملکرد دیرهنگام: روش تکنیکال به خاطر عکس العملهای دیرهنگامش معمولا مورد انتقاد قرار می گیرد. وقتی که طریقه (صعودی یا نزولی) قیمت شناسایی می گردد اندازه زیادی از تغییرات قیمت اتفاق افتاده می باشد. بعد از این اندازه تغییرات زیاد اندازه سود به نسبت ریسک خیلی بالا نیست. عملکرد دیرهنگام یکی از انتقاداتی می باشد که به تئوری داو وارد شده می باشد.

معمولا در هر زمان روندهای خوب دیگری هم هستند : حتی پس از آنکه یک طریقه قیمت جدید شناسایی گردید، همیشه یک طریقه قیمت مهم دیگر هم براحتی در دسترسی هست. کارشناسان معمولا متهم می شوند به اینکه روی خط میانه حرکت می کنند و یک موضع گیری مشخص ندارند. حتی اگر تحلیل گر بر سهمی بسیار مصر باشد، باز هم سهم دیگری که نظرشان را جلب و ارضاء کند، هست.

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف پژوهش

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

سرمایه گذاران برای به حداکثر رساندن ثروت مورد نظر خود از کل اطلاعاتی که به تعیین بازدهی و  قیمت گذاری سهام مربوط می گردد بهره گیری می کنند. آنها می توانند این اطلاعات را از مفاهیم بنیادین و یا تکنیکال کسب نمایند.

هدف اصلی محقق از انتخاب رویکرد کنسلیم که ترکیبی از تحلیل تکنیکی و بنیادی می باشد کمک به انتخاب سهام برتر جهت مدیریت پرتفوی و همچنین دستیابی به مدل قابل تعمیم برای ارزیابی بازدهی نرمال و بازدهی غیرنرمال سهام در بورس اوراق بهادار در جهت بهبود تصمیم گیری سرمایه گذاران فعال در این بازار می باشد و مسلماٌ نتیجه این پژوهش می تواند به سرمایه گذاران در این حوزه کمک شایانی نماید.