قرار مى‏دهد‌.‌
این تعریف از سوى ویند شاید و ساوینى ارائه شده است‌. دلیل آنان این است که قانون در تنظیم روابط اجتماعى افراد با یکدیگر، چهارچوب‏هاى خاصى را تعیین مى‏کند و هریک از افراد در این محدوده، اراده خویش را اعمال مى‏کنند و اساسا در این چهارچوب است که «حق‏» ایجاد مى‏شود‌.
در این تعریف، از قدرت ارادى سخن به میان آمده است، در حالى که افرادى مانند مجنون، اطفال و سفیه فاقد اراده عقلایى هستند. لازمه تعریف مزبور آن است که این افراد از «حق‏» بى‏بهره باشند‌. ممکن است گفته شود که قانون از طریق «ولى‏» یا «نایب‏» این نقیصه را جبران ساخته است، ولى باید گفت: حق آن است که بالاصاله و نه از طریق ولى یا نایب باشد‌. به عبارت دیگر، مجنون و صبى نمى‏توانند مباشرتاً ایفاى حق نمایند.
تعریف دوم: «حق عبارت از قدرت ارادى است که قانون در اختیار شخص قرار داده است و از این طریق، مصلحت معینى را ایجاد مى‏کند‌.» در این تعریف، سعى شده است‏بین «قدرت ارادى‏» و «مصلحت‏» جمع شود‌. باید گفت: همان‏طور که هیچ‏یک از قدرت ارادى و مصلحت‏به تنهایى جوهر و ذات حق نیستند، جمع بین آن دو نیز بیان‏کننده جوهره حق نیست‌.
تعریف چهارم: «حق عبارت از امتیازى است که قانون در اختیار شخص قرار داده است و آن را از طرق گوناگون تضمین کرده است.‌» این تعریف از سوى یکى از حقوق‏دانان بلژیکى به نام دابین بیان شده است‌. بیان مزبور اشکالات تعاریف سابق را ندارد‌. از این‏رو، مورد قبول عده‏اى دیگر از حقوق‏دانان قرار گرفته است‌.
با این حال، تعریف مزبور کامل نیست و تنها به بخشى از ماهیت‏حق، یعنى «امتیاز» توجه کرده است‌. براى رفع نقیصه مذکور، مى‏توان تعریف ذیل را ارائه داد: «حق عبارت است از: سلطه، توانایى و امتیازى که به موجب قانون یا قواعد حقوقى، به اشخاص نسبت‏به متعلق حق داده مى‏شود که به موجب آن مى‏توانند در روابط اجتماعى خویش، اراده خود را به یکدیگر تحمیل کنند و آنان را به رعایت و احترام آن الزام نمایند‌.»
بند سوم: اقسام حق
پس از بیان تعریف «حق‏»‌، به اقسام حق مى‏پردازیم‌. حق به اعتبار متعلق خود داراى اقسام گوناگونى است که در ذیل به حقوق عمومی و خصوصی اشاره مى‏کنیم:
الف- حقوق خصوصی
ب- حقوق عمومی
الف) حقوق خصوصی
هرچند در اثر دخالت روزافزون دولت در روابط مردم، مفهوم حقوق خصوصی مورد انتقاد پاره‌ای از نویسندگان قرار گرفته است، اما در تعریف آن می‌توان گفت حقوق خصوصی مجموع قواعد حاکم بر روابط افراد است. پس تمام اصولی که بر روابط تجارتی و خانوادگی و تعهدات اشخاص در برابر هم، حکومت می‌کند در زمره قواعد حقوق خصوصی می‌باشد و می‌توان چنین اظهار داشت، که حقوق خصوصی اختیاری است که هر شخص در برابر دیگران دارد، مانند حق مالکیت، حق ابوت و حق انتفاع.
در تعریف از ماهیت قواعد حقوق خصوصی معیارهای گوناگونی وجود دارد که می‌توان به آنها اشاره نمود. از جمله اینکه: قواعد حقوق خصوصی بر مبنای اراده اشخاص استوار است و هدف آن تکمیل شرایط قرارداد و تعیین اراده احتمالی طرفین است. بسیاری از قواعد حقوق خصوصی به خاطر ارتباط با نظم عمومی جنبه امری دارد، مانند قواعد مربوط به خانواده و ارث، هیچ تردیدی نیست که رابطه بین زن و شوهر یا پدر و فرزند، به دولت ارتباط ندارد و قواعد حاکم بر آن از مصداق‌های بارز حقوق خصوصی است.
هدف حقوق خصوصی تأمین منافع اشخاص است، ولی باید دانست که در هر قاعده حقوقی کم و بیش منافع عموم مورد نظر است. جز اینکه گاهی راه تأمین این منافع را قانونگذار در حمایت از حقوق خصوصی دیده باشد، اگر قانون از حق مالکیت یا زوجیت حمایت کند، به خاطر این است که بهترین راه حفظ خانواده را در آن می‌بیند و اگر قراردادهای خصوصی را محترم می‌شمارد، از این جهت است که حاکمیت اراده را عادلانه‌ترین وسیله حمایت از آن برمی‌شمرد.
ب) حقوق عمومی
حقوق عمومی قواعدی است که بر روابط دولت و ماموران با مردم، حکومت می‌کند و سازمان‌های دولتی را منظم می‌سازد. پس تمام مقرراتی که مربوط به قوای سه‌گانه و طرز اعمال حاکمیت دولت و سازمان‌های عمومی است از قواعد حقوق عمومی به شمار می‌روند.
در یک تعریف کلی می‌توان بیان نمود: «حق عمومی مربوط به شخصیت انسان و ناظر به روابط دولت و مردم است.»
قواعد حقوق عمومی، امری است. یعنی اشخاص، حتی با تراضی بین خود نیز، نمی‌توانند از آن‌ها سرپیچی کنند. هدف حقوق عمومی، حمایت از منافع جامعه و ایجاد آسایش، امنیت و نظم عمومی است. به همین جهت هیچکس نمی‌تواند حقوقی را که به او اعطا شده بر خلاف هدف اصلی آن بکار برد و در پناه اجرای حق آسایش عمومی را بر هم زند یا آن را وسیله رسیدن به هدف های نامشروع خود قرار دهد.
مبحث دوم: آزادی
این مبحث در سه گفتار تنظیم گشته که در گفتار نخست، تعریف آزادی و در گفتار دوم اقسام آزادی مورد بررسی قرار می گیرد. وگفتارسوم به حدود آزادی اختصاص دارد.
گفتار اول: حق آزادی
بی‌تردید، دلپذیرترین کلمه‌ای که در این چند قرن اخیر گوش انسان را نواخته است، کلمه «آزادی» می‌باشد. در عین حال، این کلمه جنجالی‌ترین وظریف‌ترین بحث‌ها را نسبت به کلمات و مفاهیم اجتماعی مشابه خود از قبیل عدالت و مساوات و غیره در پی داشته است. درباره مفهوم و تعریف آزادی سخنان بسیاری گفته‌اند، تا جایی که به گفته آیزابرلین: «نویسندگان تاریخ عقاید، بیش از دویست معنای گوناگون برای این
کلمه ضبط کرده‌اند.»
یکی از مهمترین و شاید اساسی‌ترین موضوع در آیین دادرسی کیفری، تحقیقات مقدماتی می‌باشد که این مرحله مربوط به پیش از رسیدگی و صدور حکم نهایی دادگاه می‌باشد و شامل مرحله کشف جرم و مرحله تحقیق می‌باشد در این مرحله آزادی‌های فردی افراد در معرض خطر قراردارد. مشتکی عنه از طرفی متهم به ارتکاب جرم است و از سوی دیگر مراعات اصل برائت در موردش لازم و حیثیت و شرافت و آزادی و آبرویش محترم است.
«فکر آزادی خواهی و حمایت فرد در برابر جامعه، اندیشمندان را بر آن داشت تا قوانین کیفری را به نفع متهم اصلاح کنند، در حقیقت دریافته‌اند که متهم طرف اصلی و مهم دادرسی‌های جزایی است. تمام ماجراهای غم‌انگیز دادرسی‌های جزایی به خاطر انسان نگون‌بختی است که متهم نامیده می‌شود و به حق یا ناحق مورد تعقیب قرار گرفته وآبرو، شرف، حیثیت، آزادی و حتی حیات او در معرض نابودی است. برای متهم باید حق آزادی کافی و متناسب شناخته شود تمام امکانات در اختیار او قرار گیرد تا بتواند از خود دفاع نماید.»
همان‌قدر که ممکن است یک بی‌گناه محض در اختیار دستگاه قضایی باشد، ممکن است یک بزهکار بزرگ را روبروی خود داشته باشد نباید فراموش کرد همان طور که ما انسانیم و آزادی مطلوب‌مان است لطمه به آزادی خود و نزدیکانمان ناگوارمان می‌کند دیگران نیز که ارباب رجوع دستگاه قضایی می‌باشند شایستگی آنها برای بهره‌بردای از آزادی از ما و اطرافیان ما کمتر نیست، بنابراین بی‌توجهی در محدود کردن آزادی متهم، نه تنها حیثیت و شخصیت خود متهم را خدشه‌دار می‌کند بلکه سرنوشت و آبروی خانواده وی را نیز متاثر می‌سازد.
«آزادی» از واژه‌ها و مفاهیم مقدس و والایی است که در طول تاریخ، مورد ستایش واقع شده است، قرآن کریم، یکی از فلسفه‌های بعثت انبیاء را آزادی انسانها و رهایی آنان از قید اسارت‌ها می‌داند: «و یصبح عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم » رسولان الهی و معصومان همواره بر جایگاه بر ارزش آزادی در زندگی فردی و اجتماعی بشر تاکید کرده‌اند. حضرت علی‌(ع) خطاب به فرزند گرامی خویش امام حسن مجتبی‌(ع) می‌فرماید: «ولاتکن عبد غیرک قد جعلک الله حرآ» همچنین امام حسین‌(ع) در روز عاشورا خطاب به دشمن می‌فرماید:«‌یا شیعه ال ابی سفیان ان لم یکن لکم دین، و کنتم لا تخلفون المعاد؛ فکونوا احرارا فی دنیاکم…»
خداوند متعال در آیه 78 سوره حج می‌فرماید: قرار ندادیم بر شما در دین عسر و حرج و در آیه 49 سوره کهف می‌فرماید: هر کس خواست ایمان بیاورد و هر کس خواست کفر بورزد. سرانجام در آیه 3 سوره انسان می‌فرماید: ما انسان را هدایت کردیم حال او سپاسگزار این نعمت است یا کفران به آن در دوره معاصر نیز در بین تمامی ملل «آزادی» ارزش والا و جایگاه بالایی دارد. یکی از شعارهای عناصر انقلاب‌های مردمی در قرون اخیر آزادی است، به طور مثال: در انقلاب کبیر فرانسه آزادی در کار برابری، برادری از شعارهای اصلی این انقلاب بود که سپس از اصول قانون اساسی فرانسه شد. به موجب اصل دوم این قانون:«شعار جمهوی،‌آزادی، برابری و برادری است.» بر این اساس در این گفتار نخست مفهوم لغوی و سپس به مفهوم اصطلاحی آن پرداخته می شود
بند اول‌: مفهوم لغوی آزادی
واژه آزادی در معنای مختلفی به کار رفته است بعضی از اهل لغت آزادی را در مقابل بندگی قرار داده‌اند چنان چه آزاد را در مقابل شخص مملوک قرار داده‌اند . بعضی دیگر آزادی را به معنای بی‌قیدی و رهایی تعریف نموده‌اند و برخی نیز به معنای قطع تعلق از امری ، و عده‌ای به معنای مختار و مخیر دانسته‌اند و برخی آورده‌اند آزادی حالتی است در انسان که به موجب آن شخص می‌تواند آن طور که اراده کند رفتار نماید. در نهایت عده‌ای نیز به معنای جوانمردی، کریم، برگزیده دانسته‌اند.
بند دوم: مفهوم حقوقی‌آزادی
شاید بتوان گفت درمیان تمامی کلمه‌ها و واژه‌ها هیچ کدام به قدر واژه، آزادی دلپسند و محبوب نباشد. از آن جایی که تاریخ بشر تماماً آکنده از ظلم و جور و استبداد بوده است، طبیعی است که هیچ کلمه‌ای به اندازه آزادی برای او جالب توجه و شیرین نباشد. همچنین کلمه آزادی ازجمله کلماتی است که فراوان مورد تفسیرهای ضد و نقیض قرار گرفته است. اما آن چه که از لابه‌لای تمامی تفاسیر و تعاریفی که علمای سیاست و حقوق از آزادی کرده‌اند می‌توان دریافت این است که اغلب معنای آزادی را به «عدم مانع» تفسیر و تعریف نموده‌اند، مونتسکیو در تعریف آزادی می‌گوید: «آزادی یعنی این که انسان حق داشته باشد هر کاری که قانون اجازه داده و می‌دهد بکند و آن چه که قانون منع کرده و صلاح او در آن نیست مجبور به انجام آن نگردد.»‌ در اعلامیه حقوق بشر فرانسه در تعریف آزادی آمده است «توانایی انجام هر کاری که موجب ضرر و زیان دیگران نباشد.»

مفهوم اصطلاحی آزادی نیز از مفهوم لغوی آن دور نیفتاده است و ابهاماتی در آن وجود دارد، زیرا «هر چند آزادی به معنای رها شدن از قید است، خود نیز نیاز به قید دارد، آزادی بدون قید سایه‌ای از ابهام را بر سر خود دارد.»
از آزادی به معنای اصطلاحی آن تعریفهایی شده است که به آنها اشاره می‌کنیم برخی اندیشمندان تنها آزادی محدود و مشروط را ارج می نهند و معتقدند که آزادی مطلق نه دست یافتنی است و نه مطلوب. و چنین استدلال می‌کند که‌:«بشر به حکم این دو سرشت خود دو قطبی آفریده شده، یعنی موجودی متضاد است و به تعبیر قرآن مرکب از عقل و نفس یا جان علوی و تن است، محال است بتواند در هر دو قسمت وجودی خود، از بی‌نهایت درجه آزادی برخوردار باشد. رهایی هر یک از قسمت عالی و سافل وجود انسان، مساوی با محدود شدن قسمت دیگر است.‌»
علامه طباطبایی در معنای آزادی فرموده است: «آزادی به آن معنا که امروز به خود گرفته بیش از چند قرن از عمرش نمی‌گذرد و شاید موجب آن هم همین تمدن تازه و جوان اروپایی بوده باشد، اما معنای این کلمه از زمان‌های خیلی پیش در فکر وذهن آدمی جلوه داشته است و در افق آروزهای او می‌درخشیده است. این معنا ناشی از یک اصل طبیعی و تکوینی است، که به نام اراده در نهاد انسان به ودیعه گذارده شده و همین اراده است که انسان‌ها را به عمل وادار می‌کند. چیزی که هست آنکه، چون انسان موجودی اجتماعی است، طبیعی است به سوی اجتماع سوق داده شده و داخل اجتماع می‌شود. انسان به موجب ویژگی اجتماعی داشتن همیشه اراده و افعال خود را در ضمن اراده و افعال دیگران قرار داده است و همین معنا موجب شده که در برابر قانون فروتنی نموده تسلیم باشد، چه آنکه این قانون است که با ایجاد مرز و حد، اراده و اعمال انسان‌ها را تعدیل نموده، آنها را در حدی معین نگه می‌دارد، پس همان طبیعتی که آزادی اراده و عمل را ایجاب می‌کند، خود به عینه موجب محدودیت آن نیز می‌شود و آزادی ابتدایی را از او سلب می‌کند.
علامه مرحوم محمدتقی جعفری در بررسی معانی آزادی نوشته‌اند: برای تعریف آزادی، بررسی سه موضوع دیگر که عبارتند از «رهایی»، «آزادی»، «اختیار» بسیار ضرروی به نظر می‌رسد؛
1ـ «رهایی»؛ آزادی عبارت از برداشتن قید یا زنجیر یا هر عاملی که موجب بسته شدن مسیر جریان اراده در یک یا چند موضوع می‌شود… رهایی باز شدن قید از مسیر جریان اراده به طور نسبی است، بنابراین هیچ حالت رهایی،‌ توضیح دهنده، موقعیت پس از برداشته شدن قید نیست.
2ـ «آزادی»؛ برای شناخت آزادی دو وجه مهم آن را مطرح می‌کنیم:
وجه اول: «درجه یکم: آزادی طبیعی محض، عبارت است از: توانایی انتخاب یک هدف از میان اشیایی که ممکن است به عنوان هدف منظور شوند و یا انتخاب یک وسیله از میان اشیایی که ممکن است وسیله تلقی شوند.
وجه دوم: درجه دوم: آزادی تصعید شده، عبارت است از: نظارت و سلطه شخص بر دو قطب مثبت و منفی کار.
3ـ «اختیار»… عبارت است از‌: اعمال نظارت و سلطه شخص بر دو قطب مثبت و منفی کار یا ترک شایسته با هدف‌گیری خیر.
بنابراین هر اندازه نظاره و سلطه شخص بر کار بیشتر شود، آزادی انسان در آن کار بیشتر خواهد شد؛ و برعکس هر اندازه از نظاره درباره کار کاسته شود، به همان اندازه از آزادی کار کاسته می‌شود.
برخی از حقوقدانان کشورمان آزادی را با قید اراده این گونه تعریف می‌کنند: «در اصطلاح فلسفی، مفهوم آزادی اراده عبارت است از انتخاب اعمال و درمقابل موقعیت‌هایی قرار دارد که در آن، افراد، تحت اجبار، عمل می نمایند، معنای ضمنی این مفهوم آن است که انسان‌ها از قواعد رفتاری خاص پیروی کرده، قادر به شناخت موقعیت‌هایی هستند که قواعد مزبور به کار می‌رود و نیز قادر به تصمیم‌گیری نسبت به این امرند که کدام یک از این قواعد را رعایت نمایند.
و بعضی از آزادی چنین تعریف نموده اند که «آزادی عبارت از حقی است که به موج آن افراد بتوانند استعدادها و توانایی‌های طبیعی و خدادادی خویش را به کار اندازند، مشروط بر آن که آسیب و یا زیانی به دیگران وارد نسازند.»
و برخی نیز تعریف نموده‌اند که آزادی به معنای حق و اختیار و به طور مستقل و مختار بودن شخص در گزینش اعمال و رفتار خود می‌باشد مانند آزادی رفت و آمد…»
نهایت آن که کمیسیون واژه‌سازی و اصطلاحات قضایی اداره حقوقی دادگستری که موظف شده بود واژه‌ها و اصطلاحات قضایی را تعیین کند در مورد آزادی این تعریف را ارایه نموده است:
«آزادی عبارت است از این که شخص اختیار انجام دادن هر کاری را داشته باشد به شرط آن که ضرر آن به دیگری نرسد. این شرط، آزادی هر کس را در برابر دیگری محدود می‌نماید و رعایت این شرط تکلیف هر فرد و هر شخص در برابر دیگری است. مبین و مشخص حد آزادی اشخاص در برابر یکدیگر قوانین موضوعه می‌باشند و قانون باید فقط عملی را منع کند که مخل نظم اجتماع است. بنابراین با توجه به کلیه مطالب فوق مفهوم آزادی به معنای حق و اختیار فرد و به طور کلی مستقل و مختار بودن شخص در گزینش اعمال و رفتار خود می‌باشد.

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گفتار دوم: اقسام آزادی

نویسندگان حقوقی آزادی‌های اساسی را به چهار دسته، آزادی‌های فردی، آزادی اندیشه، آزادی‌های سیاسی، آزادی‌های اقتصادی و اجتماعی تقسیم بندی نموده‌اند . که در ذیل به بررسی آزادی‌های فردی به جهت ارتباط آن پایان‌نامه می‌پردازیم.
بند اول: آزادی‌های فردی
در ادامه به چند تعریف از آزادی فردی اشاره می‌کنیم:
1ـ آزادی فردی عبارت از حقی است که به موجب آن

p

دیدگاهتان را بنویسید