دینی خود عمل کند.
همانطور که به نقل از روایت ذکر شد، دستورهای دینی و اهتمام به تربیت دینی در همین حدی که وارد شده بود، یعنی آموزش “لا إله الا الله” و “محمد رسول الله” گفتن، در حد همین بسیار اندک متناسب وضع بدنی، روانی و فکری کودک است. به این نتیجه میرسیم بسیاری از بیتوجهیهای نوجوانان نسبت به مسائل دینی، به سبب عدم توجه اصولی و کارشناسی اولیا نسبت به این مهم میباشد. فشار آوردن بیش از حد و خارج از توان کودک و تحمیلهای نابجا در نوجوانان ، آسیبهای جدی در حوزهی دینداری کودکان وارد مینماید.
1-5-2-2- مرحلهی اطاعت
پیامبر اعظم (ص) دومین دوره و مرحلهی زندگی کودک را که از هفت تا چهارده سالگی است، دورهی اطاعت مینامند. در این دوره تغییرات قابل ملاحظهای در رشد و روان کودک پدید میآید:
جسمش قوی میشود و درکش رشد میکند. قدرت تشخیص خوب از بد را مییابد، ولی از نظر عقلی رشد لازم را نکرده است و میباید تحت کنترل و نظارت و ادارهی پدر و مادر باشد. با توجه به آنچه گذشت، این دوره ویژگیهایی دارد:
1-5-2-2-1- ادب پذیری
ادب پذیری و اطاعت، از جمله ویژگیهای این دوره است. با توجه به این ویژگی، این دوره زمان آغاز تربیت رسمی کودکان است. از این رو حضرت میفرمایند:”هفت سال بعد ادب آموخته شود”.125 چرا که از نظر جسمی و فکری و عاطفی رشد لازم را جهت ادب پذیری پیدا کرده است و میتواند خوب و بد را تشخیص دهد. اطاعت پذیری و قدرت تشخیص، از ابزار لازم تربیت میباشد، که در این دوره هر دو ابزار را فرزند دارا میباشد.
1-5-2-2-2- آموزش پذیری
دومین ویژگی کودک در این دوره، آمادگیاش برای فراگیری و آموزش است. واین دوره آغاز تعلیم و آموزش رسمی کودک است. از این رو پیامبر اکرم (ص) میفرمایند:”در هفت سال بعد به او کتاب خدا و حلال و حرام را آموزش دهد”.126
متأسفانه غفلت والدین از این مهم در دورهی آخرالزمان، پدیدهای است که پیامبر اکرم (ص) در 1400 سال پیش طبق نقل هشدار داده و فرمودند: “وای به حال فرزندان آخرالزمان که پدران آنان هیچگونه اقدام مؤثری برای آموزش واجبات دینی به آنها ندارند”.127
پدر و مادری که اقدام به آموزش و ادب آموزی فرزندشان کنند، مشمول دعای رسول خدا (ص) میباشند که فرمودند: “رحمت خدا بر پدر و مادری که در راه نیکی و نیکو کاری به فرزند خود کمک و به او احسان کنند”.128
1-5-2-3- مرحلهی وزارت
سومین مرحله از مراحل زندگی انسان را حضرت رسول اعظم (ص) دورهی وزارت نام مینهند129 که هفت سال سوم زندگی فرد میباشد، یعنی از چهارده تا بیست و یک سالگی که به آن دوره بلوغ هم میگویند. بیشتر لغت شناسان، واژهی “بلوغ” را به معنی “ادراک و رسیدن” معنی کردهاند. بلوغ مرحلهی حساسی است که در آن پارهای تغییرات جسمی همراه با رشد عقلی و فکری صورت میگیرد. این دوره مثل دورههای دیگر از ویژگیهایی برخوردار است:
1-5-2-3-1- رشد جهشی احساسات
ویژگی اول این دوره، رشد عواطف و احساسات به صورت سریع و جهشی است.
از جمله احساساتی که سریع شکفته میشود، احساسات مذهبی است. تمایلات ایمانی در او ایجاد میشود و به صورت فطری گرایش به مذهب پیدا میکند.
1-5-2-3-2- گرایش به درستکاری
ویژگی دیگر نوجوانان در این مرحله، تمایل فطری، درونی به پاکی، فضیلت، عدل، انصاف، اَدای امانت، وفای به عهد، راستی و درستی است. از این رو از هر گونه نادرستی و بد اخلاقی دیگران رنج میبرند. تمایل فطری به ایمان و اخلاق در این دوره، از بهترین و بزرگترین پایگاههای تربیتی نسل جوان است.
1-5-2-3-3- شایستگی مشورت
ویژگی سوم این دوره براساس رهنمودهای رسول اکرم (ص)، رسیدن به مقام وزارت و مشاورت است و لازمهی آن همراهی با اوست. از این رو حضرت میفرمایند: “پس او را در همه امور همراه خود قرار ده”.130
1-5-2-3-4- ابراز وجود
از ویژگیهای دیگر جوانان، تشخّص طلبی است. میل به نیرومندی و جلب توجه دیگران، او را شیفتهی کار قهرمانی میکند. او به دنبال قهرمانان تاریخ میگردد و آنها را الگو قرار میدهد.
1-5-3- اوصاف تربیت دینی
حال که تربیت، دین، تربیت دینی، اصول تربیت دینی و روشهای پرکاربرد تربیت دینی را دانستیم، بجاست که کمی نیز دربارهی اوصاف و ویژگیهای تربیت دینی بحث نماییم تا یک راهکار عملی در جریان تربیت به دست آوریم. اینک به بررسی چند نمونه از اوصاف تربیت دینی میپردازیم.
1-5-3-1- شمول و فراگیری
در بررسی تعاریف تربیت که مبتنی بر تعالیم و گرایشهای بشری بود، عموماً نوعی محدودیت و چارچوب قومی- ملّی به چشم میخورد. مخالفان تربیت دینی نیز بر این باورند که چون دین چارچوب و قلمرو محدودی دارد، امور مبتنی بر آن از جمله تربیت نیز محدودند. این در حالی است که براساس آنچه دربارهی تعریف دین در اصطلاح قرآنی آورده شد، نه تنها محدودیتی در مورد آن به نظر نیامد، بلکه دین به عنوان قلمروی فراخ و گسترده مطرح است و امور مرتبط با آن نیز بیتردید این وسعت اسلام و سایر روشهای تربیتی دیده میشود و گستردگی را دارند و چنانکه در تعریف تربیت اسلامی نیز گفته شد، تربیت امری همه جانبه و گسترده است و صرفاً به جنبهی خاص و مشخصی محدود نمیگردد. از این رو یکی از ویژگیهای بارز تربیت دینی این است که دارای مبنایی شمولی، فراگیر و در برگیرندهی همهی جوانب روحی، عقلی، وجدانی، جسمی، اجتماعی و انسانی براساس معیار اعتدال و هماهنگی میباشد؛ به طوری که در هیچ یک از جوانب آن افراط یا تفریطی دیده نمیشود.
با نگاهی به نظام تربیتی اسلام و سایر روشهای تربیتی دیده میشود که نوعی تلاقی عرضی میان روش تربیتی اسلام با سایر روشها، در زمینهی وسائل با اهداف، رخ میدهد. با این حال پس از هر مقایسهای، یک حقیقت همچنان باقی میماند و آن این است که بشریت در سراسر تاریخ خود، نظامی با این وسعت و گستردگی و احاطه ندیده است؛ به طوری که هیچ یک از امور مربوط به انسان با یکی از لحظات زندگی او خارج از دایرهی نظامِ فراگیر و دقیق آن نمیماند.
1-5-3-2- وحدت هدف و مسیر
با آنکه ویژگی شمول، امتیازی اساسی محسوب میشود و به تنهایی میتواند مایهی تمایز نظام تربیت دینیِ اسلامی از سایر نظامها و الگوهای تربیتی به شمار آید، دو آفت یا آسیب اصلی، همواره این ویژگی را تعقیب مینمایند:
الف) متعدد شدن راههای نیل به اهداف گسترده و متنوع
ب) تک نسخهای شدن تربیت و بیتوجهی به تفاوتها.
به عبارت دیگر گستردگی و شمول نظام تربیت دینی، ممکن است در صورت التزام نداشتن به اصول اولیه و مقاصد دین، راههای مختلف و متعددی را برای ارائهی مبانی و اصول تربیتیِ نظامِ دینی اقتضا کند. از این رو گاهی بر اثر فقدان جهتدهی صحیح ممکن است این نظام شامل و فراگیر، راههای متفاوتی را در پیش گیرد و این تفاوت نه به معنای تنوع، بلکه عیناً به معنای تعدد است و همین امر نیل به اهداف مختلف و حتی متناقض را در پی میآورد.
از سوی دیگر، بی توجهی به تفاوتها و اختلاف ظرفیتها و نادیده گرفتن شرایط تأثیرگذار و در عین حال مختلف حاکم بر فضای تربیت از یک سو، و اعتقاد متعصبانهی غیر اصولی به تغییر ناپذیر بودنِ الگوهای ارائهی مبانی تربیتی با روشهای بیان و تبیین آنها، باعث میشود که امر تربیت به صورت خشک و خشن جلوه کند و مقولهای تک جلوهای یا تک نسخهای به نظر آید.
در حالی که واقعیت این است که وسعت و شمول نظام تربیت دینی، آن را از وحدت هدف و وحدت طریق خود خارج نساخته است. بر این اساس تربیت دینی شامل راههای متعدد و مختلفی نیست که هر راه به هدف جداگانه و مقصد خاصی بینجامد. بر عکس، همهی پراکندگیهای نفس را جمع میکند و آنها را یکپارچه میسازد و در نتیجه جانِ فردی که در ظلّ این نظام تربیتی پرورش مییابد، براساس روش صحیح و یگانهی دین استوار میشود و به سوی هدف واحدی گام بر میدارد تا اینکه بالاخره، آن نفس در درون خود با اعضای خویش به آرامش میرسد و دربیرون از خود نیز با هستی، مردم و نظام زندگی بر آسایش دست مییابد.131
پس وحدت هدف و مسیر باعث جلوگیری از تشتت و پراکندگی در تربیت میشود و برای جلوگیری از این امر حتماً باید برنامهها و اقدامات تربیتی دارای وحدت هدف و رویه باشند.
1-5-3-3- اجتهاد پذیری
به نظر میآید این خصلت فوق العادهی نظام تربیتی، کاملاً انحصاری و خاص است و در کمتر نظام و برنامهای ملاحظه میشود. البته در روشها و الگوهایی هم که جلوههایی از آن به چشم میخورد، بیش از آنکه معنای اجتهاد کردن در وضعیت موجود برای رسیدن به وضعیت مطلوب باشد، حاوی مایههایی از نسبیتگرایی و بیثباتی و ناآرامی است.
در حالی که در نظام تربیت دینی، اجتهاد پذیر بودنِ تربیت در اصل بر مبنای قواعد و موازین مشخصی استوار است و حاوی معانی ویژهای است. از جمله: تربیت انسان، امری ممکن است نه محال و ممتنع؛ هیچ رأی با رویکرد تربیتیِ سابق بر زمان و زمینهی فعلی، چنان مطلق و معصوم از خطا نیست که بقا و دوام آن را تا ابد تضمین نماید؛ اجتهاد در برابر خطا و اشتباهات تربیتی گذشتگان، امری واجب است؛ اجتهاد در زمینههایی که گذشتگان با آنها مواجه نشده یا از ارائهی روشی درست برای آن ناکام ماندهاند، ضروری است؛ هر گونه گذشتهگرایی در صورتی مجاز است که به آفات و آسیبهای تربیتی منجر نشود؛ نوع بشری، جریانی مداوم و پویاست و نمیتوان آن را با امور جامد ناسازگار با شرایط و احوال روحی و جسمی، ایستا و راکد ساخت.
از این رو بر خلاف نظرگاههای تربیتی معتقد به حفظ وضعیت موجود یا نگهبانی از میراث و سنن نیاکان، نظریهی تربیت اسلامی بر این باور است که وضعیت آخر انسان، مقطعی است نه همیشگی و ماندن در وضعیت آخر تا زمانی روا و پذیرفتنی است که گنجایش گرایشها و خواستههای درون و برون انسان را داشته باشد.
نمونهی بارز اجتهاد پذیر بودن تربیت دینی، تمسک و التزام دستهای از بزرگترین عرفای متشرع، به الگوها و روشهایی غیر از سبک و سیاق حاکم در محافل فقهی، کلامی و … است و همین امر نه تنها نشان دهندهی اجتهادپذیری نظام تربیتی اسلام است، بلکه بیان میکند که حتی امکان تأسیس رویکردهای جامع برای این امر نیز فراهم است؛ مشروط به اینکه اصولِ مسلّم دینی به ورطهی هتک و فراموشی نیفتد.
1-5-3-4- آینده گرایی
طبیعتاً اعتقاد به شمول، وحدت هدف و مسیر، اجتهادپذیری نشانهی این است که موضوع شامل و فراگیری که هدف واحدی را دنبال میکند و به قاعدهی درخشان اجتهاد و بازاندیشی پایبند است، نمیتواند به چارچوبهای گذشته و حال محدود شود، بلکه ناگزیر آیندهای را در نظر دارد که حتی از بسیاری جوانب پرفروغتر از وضعیت فعلی است.
صرف رو آوردن به تربیت، نشانهی نگاه به آینده است و این امر تقریباً در تمام الگوهای تربیتی، به طریقی ظهور و بروز مییابد. با این حال در نظام تربیت دینی، چنین نیست که آینده هم نسخهی کپی شده و تکراری اکنون و گذشته باشد. بر عکس بر خلاف بسیاری از مکاتب و حتی رهیافتهایی که خود را دین هم میدانند و همهی همّ و غم آنان متوجه تحقق لایههایی از وجود بنیانگذار آن دین یا مکتب است، در نظام تربیت دینی کوشش بر این نیست که آیندگان شبیه افراد کنونی شوند. بر عکس تلاش میشود که نسلی نو، با قدرت اجتهاد و بازنگری و بازخوانی دستاوردهای گذشتگان پدید آید. و گرنه چه فایده از نسل جدیدی که رام و دست آموز نسل قبلی خود باشد.132
نتیجه بحث
فرآیند تربیت دینی و اجرای آن وابسته به مبانی و اصولی است که این موضوع براساس آن انجام میشود. هر چه روش اجرای تربیت به اصول حاکم بر فرآیند تربیت دینی نزدیکتر باشد، نتیجه به دست آمده برای فراگیران راحتتر، ملموستر

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تحقیق دربارهحمل و نقل، چند محصوله
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید