سطحی، دلبستگی به فرم خاص در زندگی، عادات، رسوم و تعصب نسبت به قوانین است که اغلب در اصل و حقیقت آن تحلیل و بررسی انجام نمیگیرد.
به هر حال دین تنها بهکار بردن الفاظ نیست، مخصوصاً اگر در هدف آن توجه و عنایتی کافی مبذول نگردد. چون در دین بیش از هر چیز، به تفکّر، تدبیر، عبرت اندوزی و بالاخره جنبش فکری تشویق شده است. تا جایی که نقل شده است: “تفکُّرُ الساعهِ خیرٌ من عبادهِ سَبعینَ سنهَ”.113 “یک ساعت فکر کردن بهتر از هفتاد سال عبادت است”.
پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: “اگر دیدید کسی بیش از اندازه به نماز و روزه پایبند است و بسیار نماز میگذارد و روزه فراوان میگیرد به او مباهات نکنید، بلکه بنگرید عقل و خرد او تا چه پایه است”.114
اینگونه احادیث به ما میفهماند که اندیشه و تفکر تا چه اندازه در اسلام ارزش دارد، و پارسایی و اندیشمندی را ارج مینهد.
1-5- تربیت دینی
با توجه به اینکه دربارهی حقیقت دین، ابعاد و قلمرو آن برداشتهای متنوعی مطرح شده است و از سوی دیگر دربارهی معنای تربیت انسان، اهداف و اصول و روشهای آن نیز دیدگاههای متعدد وجود دارد، نمیتوان انتظار داشت که مفهوم معین و واحدی از تربیت دینی مورد قبول همهی صاحب نظران و پژوهشگران این حوزه وجود داشته باشد. از این رو برای ورود به بحث اصلی به تعاریفی چند اشاره میکنیم:
تربیت دینی، تربیتی است مبتنی بر شریعت، اسلام و منطبق بر کتاب و سنت یعنی وحی الهی و فرامین اهل بیت عصمت و طهارت (ع).115 قرآن کریم تنها هدایت الهی را برترین هدایتها و وسیلهی تربیت و سازندگی انسان معرفی میکند:
“قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الهُدَی” بقره/120؛ ” بگو: در حقیقت، تنها هدایتِ خداست که هدایت [واقعى‏] است”.
قرآن کریم تبعیت از هدایت الهی را مایهی رستگاری آدمی و دور شدن از هرگونه ترس و اندوه در دنیا و آخرت معرفی میکند:
“قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنهَْا جَمِیعًا فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُم مِّنىّ‏ِ هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَاىَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیهِْمْ وَ لَا هُمْ یحَْزَنُون‏” بقره/38؛ “فرمودیم: “جملگى از آن فرود آیید. پس اگر از جانب من شما را هدایتى رسد، آنان که هدایتم را پیروى کنند بر ایشان بیمى نیست و غمگین نخواهند شد”.
تربیت دینی، تربیتی است که متربی با میل و اختیار خود از رهنمودهای مربی خویش که مبتنی بر آموزههای دینی و اسلامی میباشد، تبعیت کرده و مسیری را میپیماید که مورد رضای الهی است.116
گاهی تربیت دینی معادل تعلیم و تربیت اسلامی فرض میشود. در این نگرش همهی مباحث اسلامی میتواند به نوعی تربیت تلقی شود، زیرا اسلام در کل، یک مکتب تربیتی است و آموزههای آن، همه به نوعی با انسان و تربیت و تزکیهی او سر و کار دارد.117
دیدگاه دیگر در این زمینه، پرورش بعد دینی و معنوی انسان است. یعنی آن جنبه از وجود انسان که به نوعی با دین و دینداری مربوط است.
تعاریف دیگری از تربیت دینی و اسلامی شده است از قبیل:
تربیت اسلامی عبارت است از احیای فطرت خدا آشنای انسان و پرورش ابعاد وجودی او در جهت حرکت به سوی کمال بی نهایت.118
تربیت دینی فراهم آوردن فرصتهای طبیعی و درون باب است تا افراد خود با تجربهی شخص و الهام از فطرت خویش، بارقهی تعالی بخش دین را کشف نمایند.119
تربیت دینی اصطلاحاً به معنای جنبهای از فرآیند تعلیم و تربیت که ناظر به پرورش ابعاد شناختی، عاطفی، و عملی متربی از لحاظ التزام به دینی معین است. به عبارت دیگر، رشد و تقویت عقاید دینی، حالات و عواطف مذهبی و تقیّد به مناسک و آداب دینی را برای تحقق شخصیتی متدین مد نظر دارد.120
بنابراین منظور از تربیت دینی تنها آموزش یک سلسله عقاید، باورها، بیان احکام و دستورات دینی نیست؛ بلکه در تربیت دینی تحقق فرآیند دستیابی به حقایق دینی و ایجاد باور نسبت به آنها، دشوارتر و حتی مهمتر از ارائهی مستقیم آن اندیشهها و باورهاست. چرا که اگر این فرآیند درست محقق شود، دستیابی به اندیشهها و دستورات سهل و آسان خواهد شد.
ضمناً اگر در تربیت دینی تنها به ارائهی نمایش رفتارها و تظاهرات دینی بسنده شود و این رفتارها بر مبنای اعتقادات و باورهای حقیقی نباشد، چندان پایدار نخواهد بود.
1-5-1- اهداف تربیت دینی در آموزش و پرورش
هدف از تربیت دینی، توجه به ویژگیهای اصول تربیت در زندگی دانش آموزان است. ما با تعلیم مسائل دینی و با روشهای مطلوب و خاص میتوانیم در دانش آموزان درک و شعور دینی ایجاد کنیم. اگر تلاش همهی ما براین باشد که از طریق روح حاکم بر تمامی برنامههای رسمی و غیررسمی (فوق برنامه و مکمل) تربیت، تزکیه و تأدیب صورت گیرد و مفاهیم نظری به صورت “رفتار دینی” درآید، میتوانیم ادعا کنیم که تربیت دینی تا حد زیادی تحقق پیدا کرده است.
اصولاً تربیت دینی زمانی تحقق پیدا میکند که دانش آموز به مفاهیم نظری دینی و معلومات تربیتی جامهی عمل بپوشاند و عملاً آن را در زندگی به کار گیرد. آنچه با توجه به مقتضیات زمان در تربیت دینی باید مد نظر قرار گیرد و فرآیند تربیت دینی را از حالت خشک و بی روح بودن خارج نماید، اصلاحات در روشهای تربیت دینی است. مدیریت مراکز آموزش و پرورش ما با توجه به تفاوتهای فردی در دانشآموزان، اصل زیبایی شناسی و ابزار هنر را به ویژه در غنی سازی اوقات فراغت و فوق برنامه باید لحاظ کنند. و در این مسیر عمدتاً به مراحل رشد کودکان و نوجوانان در گروههای سنی پیش از دبستان، دورهی دبستان و دورهی راهنمایی توجه داشته باشد تا دانش آموزان در دورهی متوسطه به راحتی بتوانند آموختههای خود را در زمینهی دین به صورت مستقل اجرا نمایند. در این قسمت بیشترین نقش را برنامههای دینی آموزش و پرورش دارد که نقش کلیدی آن بر عهدهی معلمان و مربیان میباشد. در کنار آموزش و پرورش نباید از نقش کلیدی خانواده نیز چشم پوشی کرد. باید به اهمیّت نقش خانواده در ایجاد معنویت و تربیت دینی کودکان توجه جدی شود و با ایجاد راهکارهای مختلف در خانوادهها، زمینهی رشد معنوی و تربیت دینی کودکان را فراهم کرد.
وحدت نداشتن در بینش و منش و همچنین وحدت نداشتن در هدف و خط مشی، از عوامل مهم آسیب شناسی تربیت دینی در جامعهی ما به شمار میآید. فضا و تربیت دینی بین مراکز متولی تربیت دینی مثل رسانهها، نهادهای فرهنگی و هنری در جامعه موجب تضاد تربیت و سرگردانی نسل جوان ما در جامعه شده است. اگر یکپارچگی به مفهوم واقعی کلمه در ساختار تشکیلات، با رویکرد تلفیق فعالیتهای آموزش و پرورش شکل منسجم خود را پیدا نکند، قطعاً آسیب پذیری نسل جوان ما در آینده بیشتر از گذشته خواهد بود؛ زیرا در این صورت هریک از نهادهای دخیل در امر تربیت ولو به صورت غیر مستقیم، برنامهای را ارائه خواهند داد که با سایر نهادها همسو نخواهد بود، گرچه نیت همهی نهادها و سازمانها در جهت رشد تربیت دینی است، ولی شیوهها و روشهای آنها با یکدیگر تفاوت خواهند داشت.
کوچکترین ناهماهنگی و اختلاف در مسیر تربیت، خسارتهای جبران ناپذیری را به دنبال خواهد داشت. در همین مسیر باید به جاذبههای دینی با توجه به استعداد جامعه و جایگاه دین در عرصهی بینالمللی و بحث جهانی شدن توجهی دقیق و زیرکانه داشت. اگر بحث تربیت دینی بر این مبنا باشد که دین به مفهوم جوهر زندگی تلقی شود، آنگاه لزوم آگاهی نسبت به اهمیت، ضرورت، فواید و نسبت دین با دیگر حوزههای معرفتی مشخص خواهد شد.
در دنیای کنونی توسعه و ایجاد مدارس به مفهوم امروزی، گسترش سریع فناوری و ارتباطات، صنعتی شدن جوامع و نیازهای متنوع عصر انفجار دانش، دایرهی تأثیر گذاری عوامل مختلف را بر افکار و اندیشههای دانش آموزان گستردهتر از گذشته کرده است. بنابراین سهم خانوادهها و حتی معلمان در تکوین شخصیت دانش آموزان ، روز به روز کمرنگتر میشود. عوامل محیطی به ویژه رسانهها نقش عمدهای را بر عهده دارند و به صورت شبانهروزی در تغییر اندیشهها و افکار کودکان، نوجوانان و حتی بزرگسالان نقش تأثیر گذار و مهم خود را ایفا میکنند.
آنچه مسلم است اینکه هنوز مدارس ما به عنوان اصلیترین کانونهای تربیتی مورد توجه و برنامهریزی دقیق و صریح قرار نگرفتهاند. اگر نظام آموزش وپرورش ما بخواهد از مسیر آموزشهای صرف به سمت تربیت دینی، اخلاقی و اجتماعی حرکت کند، لازم است بسیاری از اهداف و روشها را تغییر دهد. در محیطهای آموزشی باید به دانش آموز به تناسب علاقه و استعدادش آموزش داده شود و بحث محوریت کتاب حذف شود و به جای تکیه بر محفوظات، روش کسب اطلاعات و یادگیری خلاق محور کار باشد. ساختار و تشکیلات به گونهای طراحی شود که علاوه بر متولیان امور پرورشی در مدارس بحث تلفیق آموزش و پرورش و مشارکت همهی عوامل فعال در تربیت دینی به دست فراموشی سپرده نشود. در غیر این صورت اگر شرایط مذکور در مدارس ما حاکم نباشد، به هدف مطلوب در تربیت دینی دانشآموزان دست نخواهیم یافت.
1-5-2- مراحل تربیت دینی از دیدگاه حضرت رسول اکرم (ص)
افراد در زندگی خود از دورانی به دوران دیگر میرسند؛ نوزاد به کودکی، کودک به نوجوانی، نوجوان به بلوغ و کمال جسمی پا میگذارد. هر دورهای دارای ویژگیهایی میباشد، که برنامههای تربیت در هر دورهای با توجه به نیازها و مقدمات آن دوره مشخص میشود. رسول اکرم (ص) دوران زندگی فرزند را به سه مرحله تقسیم میکند:
مرحلهی اوّل: بدو تولد تا هفت سالگی
مرحلهی دوم: هفت تا چهارده سالگی
مرحلهی سوم: چهارده تا بیست و یک سالگی.
ازشروع تولد تا بیست و یک سالگی مهمترین مرحلهی رشد و نمو انسان است و هرگونه برنامه و تدبیر درستی باید در این دوره صورت پذیرد.
پیامبر اکرم (ص) میفرمایند:”فرزند در هفت سال اول سید و آقاست. در هفت سال دوم بنده و فرمانبردار است و در هفت سال سوم مسئول و طرف شور است”.121
در این بخش سه مرحلهی اساسی تربیت بررسی میشود.
1-5-2-1- مرحلهی سیادت
این مرحله دارای چند ویژگی است که به برخی اشاره میگردد:
1-5-2-1-1- میل شدید به بازی
از جمله گرایشهایی که در کودک وجود دارد و باید به آن توجه و پاسخ مناسب داده شود، میل به بازی است. اولین توصیهی تربیتی که رسول اکرم (ص) در این مرحله از زندگی کودک دارند، این است که: “او را در هفت سال اول رها کنید؛ زیرا کودک در این دوره باید بازی کند”.122
نکتهی قابل توجه در توصیهی پیامبر اکرم (ص)، استفاده از واژهی “دَع” به معنای رها کردن کودک است. در جهتی دیگر میفرماید: “مهل صبیک حتی یأتی له ست سنین، ثم ضمه الیک سبع سنین، فأدبه بادبک فإن قبل و صلح والا فخل عنه”.123 کودک را رها کرده آزاد گذار تا شش سالگی وارد شود. اهتمام پیامبر اکرم (ص) به بازی کودکان نشانهی اهمیّت این فرآیند است.
1-5-2-1-2- فرماندهی و ادارهی دیگران
صفت دیگری که پیامبر اکرم (ص) برای این دوره بیان میفرمایند، ویژگی بزرگی و فرماندهی است. حضرت لقب “سیّد” را در این دوره به کودک میدهد.124
بدیهی است که لازمهی سیادت و بزرگ منشی در خردسالی، فرماندهی و ریاست است. بزرگترها باید خواستهی خردسالان را پذیرفته، نسبت به آنان فرمانبردار باشند.
سیر بازی کردن و حکمرانی و امیر خانه بودن در این دوره موجب شکل گیری بنیان شخصیتی کودک میگردد، از این رو هر گونه برخورد تحکم آمیز، آموزشهای رسمی و اجباری و جلوگیری از تحرک و بازی و امر و نهی، اختلال جدی به شخصیت کودک در هنگام بزرگسالی وارد مینماید.
همانطور که پیامبر اکرم (ص) فرمودند کودک در این دوره باید آزاد و رها از هر گونه قیود و امر و نهی باشد، تا در آینده با بردباری و استواری و عقلانیت بسیار بتواند به تکالیف و وظایف

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تحقیق دربارهحمل و نقل، توسعه مدل، چند محصوله
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید