عبادت و بندگی است و همچون سایر عبادات تربیت کننده و کمال بخش است.
1-3-12- عبادت
یکی دیگر از عوامل مؤثر در تربیت انسانها که میتواند تا حدودی طبیعت شقاوتمند آدمی را متغیّر سازد و همچنین ضامن بقای تربیت گردد، عبادت است. عبادت همواره مورد تأکید فراوان معصومین (ع) میباشد؛ پیامبر اعظم (ص) میفرمایند:
“من ناپسند میدانم که پیشانی انسان را هموار و بدون نشانهی سجده ببینی”.94
آن حضرت نیمی از شب یا بیشتر از آن به عبادت برمیخواست و وقتی اصحابش به او میگفتند که خداوند به تو وعدهی مغفرت داده و خطاب به شما فرموده است:
“لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِکَ وَ مَا تَأَخَّر” فتح/2؛ “تا خداوند گناهان گذشته و آینده‏اى را که به تو نسبت مى‏دادند ببخشد”.
ایشان در جواب اصحاب خود فرمودند:”آری وعدهی آمرزش داده شدهام، پس چرا با این وصف بندهای شکور نباشم”.95
1-4- دین
برای ورود به بحث تربیت دینی لازم است تا ابتدا از دین تعریف جامعی ارائه دهیم، سپس با توجه به تعاریف ارائه شده از تربیت و دین، تربیت دینی را بشناسیم.
دانشمندان لغت برای واژهی دین معانی مختلفی را در آثار سه قوم قدیم یافتهاند که نمیتوان از لحاظ تقدّم و تأخّر بعضی را مأخوذ از بعضی دیگر دانست.
واژهی دین در زبان آرامی که قومی از نژاد سامی و ساکن شمال بین النهرین و سرحد سوریه و معاصر با هخامنشیان بودند، به معنای “حکم و قضا” میباشد.
واژهی دین به معنای “رسم و عادت” در زبان قومی که اجداد عرب فعلی محسوب میشوند.
واژهی دین در زبان اوستایی ایران به معنای “شریعت و مذهب” است که پیروان این دین، خود را “بهدینان” میخوانند.
1-4-1- واژهی دین از نظر لغت
اصل و ریشهی دین، “دت” به معنای آغاز میباشد، و “دیدن” از مشتقات آن است؛ و “ایده”
به معنای عقیده و اندیشه، به اعتبار مبدأ اعمال انسان و “دیو Dieu” به معنای خدا در زبان فرانسه به اعتبار مبدأ موجودات و “اندیشیدن” به معنای شروع به فکر در زبان فارسی و “عادت” “آد” در زبان عربی و نیز “ابتدأ” به معنی از سر گرفتن به حدس قوی از مشتقات این کلمه میباشد. و چون منطق اندیشیدن انسان در ابتدا رسم و عادت بوده، دین طبق زبان اجداد عرب به همان معنی و سپس مطابق لغت آرامی به معنی حکم و قضا آمده است. و پس از طی مراحل و گذشتن هزارها سال کلمهی دین به معنای مذهب و شریعت، طبق لغت اوستایی به کار رفته است.96
در قاموس و فرهنگهای عربی، دین و مشتقات آن به مفاهیم مختلفی از قبیل اعتقاد، قهر، حکم و داوری، سیاست و تدبیر، محاسبه، خُلق و عادت، مجازات، طاعت، خضوع و جز آنها معنا شده است که همهی آنها با مفهوم دیانت در محاورات و مکالمات امروزهی ما مترادف میباشد.
در قرآن نیز دین به معنای شریعت و آیین مانند آیهی “إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللََّهِ الإِسلَامُ” (آل عمران/19) و جزا و حساب در آیهی “مَلِکِ یَومِ الدِّینِ” (فاتحه/4) به کار رفته است.
باید متذکر شد که “ملت” هم یکی از معانی دین میباشد. مانند واژهی “مِلَّه” در آیهی ذیل:
“وَ قَالُواْ کُونُواْ هُودًا أَوْ نَصَارَى‏ تهَْتَدُواْ قُلْ بَلْ مِلَّهَ إِبْرَاهِمَ حَنِیفًا”؛ بقره/135
“و [اهل کتاب‏] گفتند: “یهودى یا مسیحى باشید، تا هدایت یابید” بگو: “نه، بلکه [بر] آیین ابراهیم حق‏گرا هستم”.
با محاسبه و جمع این معانی و مفاهیم، به این نتیجه میرسیم که دین از نظر زبان و لغت تازی اشاره به علاقهی میان دو طرف است (خالق و مخلوق) و از خضوع یکی برای دیگری، با ارتباط میان این دو طرف و اموری که علاقهی میان آن دو را تنظیم مینماید، تعبیر میکند.
1-4-2- تعریف دین در اصطلاح
محققان در تعریف دین، تعبیر و بیانهای متنوعی دارند که باید گفت این اختلاف در تعبیر و بیان نتیجه و بازده مقتضیات اقلیمی و تربیت شخصی و تعلیمات ملی و بالاخره تأثر در برابر عوامل مختلف محیط و شرایط تربیت میباشد. لذا دین در طرز بیان آنها فقط تفاوتهایی است که از لحاظ تعبیر مشاهده میشود. پس دین در نظر عدهای، جز تشکیلات ظاهری و انتظامات چیز دیگری نیست. گروهی میگویند: دین، یعنی اخبار و احادیث و مقررات و قوانین. و عدهای معتقدند دین عبارت از مجموعهای از عقاید و عبادات و مقررات و امثال آنها میباشد.
با دقت در بیان این افراد مشخص میشود که در این تعاریف، تضادی وجود ندارد. و هر گروه، جهتی از جهات متعدد و متنوع دین را مورد نظر قرار داده و دین را به همان جهت تعریف کردهاند و یا اینکه دین را بر حسب اختلاف درجهی فکر و استعداد و آگاهی خود متفاوت معنا کردهاند. بسیاری از دینپژوهان برای ارائهی تعریفی جامع و فراگیر نسبت به ادیان متعدد و متنوع سعی کردهاند وجه مشترک ادیان را مورد بررسی قرار داده و از عناصر مشترک تعریفی عام و فراگیر ارائه کنند. این شیوه با روشهای متداول که به تعریف انتزاعی و فیلسوفانه از دین میپردازد، متفاوت است.
ابهام اصلی در اینگونه تعاریف عدم تمایز بین مقوّمات دین با خصوصیات عارضی آن است. بسیاری از احکام دین مشترک هستند، اما مقوّم هویت دین نیستند. در این قسمت به چهار نمونه از تعاریف عام و مبتنی بر وجوه مشترک ادیان پرداخته میشود.
تعاریف دین به اعتقاد به ماوراء الطبیعت، هدفداری خلقت و اخلاقی بودن هستی:
برخی از فیلسوفان دین، هر مکتبی را که حائز سه عنصر اصلی و اعتقادی زیر باشد، دین مینامند:
الف: ورای عالم محسوسات عالمی هست.
ب: جهان طبیعت هدفدار است.
ج: جهان هستی دارای نظام اخلاقی است.97
1-4-3- تعاریف ماهوی دین
برخی از تعاریف دین به نحوی ماهیت گرایانه هستند، یعنی دین از چه مقولهای است و عناصر مؤلفهی آن و مقومات ماهوی آن چیست؟ تعریفهای اسپنسر، ماکس مولر، بونهافر، هولاک الیس، اشپنگلر و… از جملهی این تعاریف از دین است.
اسپنسر فیلسوف مشهور انگلیسی دین را اعتقاد به حضور چیزی مطلق و یا حضور مطلق چیزی میداند که تفحصناپذیر است. به تعبیر دیگر از نظر وی دین غوطهوری در دریای اسرار است.98
هولاک الیس روانشناس و طبیب انگلیسی : “دین یعنی علم حضوری به اتحاد با عالم”.99
دیویی فیلسوف معروف آمریکایی: “دین پیگیری آرمانهای عام و پایدار علی رغم تهدیدات فقدان شخصی است”.100
1-4-4- تعاریف روانشناختی و جامعهشناختی از دین
روی آوردهای روانشناختی و جامعه شناختی از رهیافتهای مهم دین پژوهی جدید هستند که براساس عوامل و آثار روانی و اجتماعی به تعریف دین و تبیین پدیدههای دینی میپردازند. حال در این قسمت به نمونههایی از اینگونه تعاریف میپردازیم.
الف: ویلیام جیمز (1910-1832) روانشناس و فیلسوف معروف آمریکایی است که روانشناسی و فلسفهاش سخت به هم تنیده است. ایشان در تعریف دین میگوید: “تأثرات و احساسات و رویدادهایی که برای هر انسانی در عالم تنهایی و دور از همهی بستگیها برای او روی میدهد. به طوری که انسان از این مجموعه درمییابد که بین او و آن چیزی که آن را امر خدایی مینامد، رابطهای برقرار است”.101
ب: کارل گوستاویونگ (1961-1875) فرزند کشیش کاتولیک سوئیسی است. وی تمام عمر خود را وقف مطالعه در فلسفه، باستان شناسی، کیمیا گری و نهایتاً روانشناسی کرد. ایشان در تعریف دین چنین میگوید: “یک حالت مراقبت، تذکر و توجه دقیق به معنی عوامل مؤثر است که بشر عنوان قدرت قاهره را به آنها اطلاق میکند و آنها را به صورت ارواح، شیاطین، خدایان، قوانین، صور مثالی کمال مطلوب و غیره مجسم میکند”.102
دورکیم جامعه شناس فرانسوی: “دین اصول مشترکی از عقاید و اعمال مربوط به چیزهای مقدس و جدا از سایر امور میباشد و عقاید و اعمالی را شامل است که در جامعهی اخلاقی موسوم به معبد، آنچه را که به آن مربوط است با یکدیگر متحد و متصل میگرداند”.103
تعاریف غایت گرایانه و اخلاق گرایانه از دین:
کارل بارت استاد دانشگاه و اندیشمند سوئیسی: معتقد است که “دین جستجوی انسان برای رسیدن به خداست و همیشه منتهی به یافتن خدا میشود، به شرط آنکه مطابق میل انسان باشد”.104
کانت فیلسوف مشهور آلمانی: “دین را به دو قسمت طبیعی و فوق طبیعی تقسیم میکند. دین طبیعی دینی است که اصول آن مطابق با اصول عقلی عملی (اخلاقی) است و دین فوق طبیعی مبتنی بر کلام وحی است”.105
وایتهد فیلسوف و ریاضیدان انگلیسی میگوید: “دین دستگاهی از حقایق کلی است که چون صادقانه آنها را بپذیرند، و به صورت صحیح فهم کنند، اثر تغییر شخصیت و اخلاق از آن آشکار میشود”.106
1-4-5- دین از نظر دانشمندان غرب
ماکس مولر107 زبانشناس و خاورشناس آلمانی میگوید: “دین نتیجهی قوهی خاصی است که نامتناهی است”.
بسوئه108 کشیش، فیلسوف، نویسنده و خطیب مذهبی فرانسوی میگوید: “دین ما را به آفریدگار مربوط میسازد و یا ما را با او متحد میسازد”.
کانت109 فیلسوف مشهور آلمانی میگوید: “دین یعنی شناختن تکالیف بشری در اوامر الهی. و دین یکی است، اما اعتقاد، ممکن است انواع زیاد و مختلف باشد؛ و ممکن است منشأ این اختلافات، مطامع و هدفهای انتفاعی و اغراض شخصی رجال دین و پیشوایان مذهب باشد”.110
در قرآن کریم نیز به این نکتهی کانت راجع به دین اشاره شده است. یعنی اینکه در قرآن یادآوری شده است که دین یکی است و آن هم عبارت از اسلام است و اختلاف در دین ناشی از مطامع و جاهطلبیهای برخی از حاکمان است.
“إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللَّهِ الْاسْلَامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیَا بَیْنَهُمْ وَ مَن یَکْفُرْ بَِایَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الحْسَاب‏” آل عمران/19؛
“در حقیقت، دین نزد خدا همان اسلام است. و کسانى که کتابِ [آسمانى‏] به آنان داده شده، با یکدیگر به اختلاف نپرداختند مگر پس از آنکه علم براى آنان [حاصل‏] آمد، آن هم به سابقه حسدى که میان آنان وجود داشت. و هر کس به آیات خدا کفر ورزد، پس [بداند] که خدا زود شمار است”.
منظور از این آیه آن است که دین و طاعت واقعی، همان اسلام و تسلیم و تصدیق در برابر خدا و اولیاء او است.111
1-4-6- شناخت حقیقت دین
دین پس از تحلیل و تعدیل عبارت است از اعتقاد به خدا یا اعتقاد به ذاتی که از نظر ما غالب است و دارای قدرتی حاکم بر قدرت ما است؛ این قدرت، شئون مختلف انسان را به صورتی کامل تنظیم نموده است. کیفیت رابطهی انسان با خدا و خلق با ارسال پیامبران به وسیلهی دین ارائه شده است. اگر این اعتقاد، انسان را به مناجات آن ذات غائب در تمام احوال و شئون و خضوع و خشوع نسبت به آن برانگیزد، میتواند مصداق دین را در فرد تحقق بخشد.
این معنا برای دین در صورتی صادق است که ما دین را از لحاظ اینکه یک حالت درونی و روانی است مورد مطالعه قرار دهیم. ولی اگر بخواهیم از نظر حقیقت خارجی تعریف کنیم باید بگوییم:
دین مجموعهی قوانین و ضوابطی است که صفات این قوهی الهی و تعالیم و نصایح آن را تبیین مینماید. بنابراین دین عبارت از تمام قواعد و قوانین و آداب و آیینهای عملی خواهد بود که راه و رسم عبادت و ارتباط با خدا و طرز رفتار بشر را با یکدیگر، تعلیم میدهد.112
با توجه به این موارد دین دارای دو جنبه است: یکی جنبهی باطنی و درونی، که عبارت از اعتقاد و ایمان است؛ و جنبهی خارجی از قبیل آثار عملی که از این اعتقاد منشأ و الهام میگیرد و اجتماع به رنگ آن درمیآید و البته لازم به ذکر است که هر دو جنبه، برای مربی و پرورشکار دارای اهمیت و ارزش خاصی است که باید بدانها در امر تعلیم و تربیت اهتمام ورزد.
دین از نظر عامهی مردم یک اعتقاد ساده و

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تحقیق دربارهliterature review، دانشگاه تهران
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید