از نقشهای قبلی به نقشهای تازه همراه است. علیرغم چنین تنوعاتی، یکی از جنبههای نوجوانی همگانی است و آن را از سایر مراحل قبلی رشد جدا میکند و آن تغییرات جسمانی و فیزیولوژیکی بلوغ است که شروع آن را مشخص میکند. واژهی بلوغ به اولین مرحلهی نوجوانی اطلاق میشود، یعنی آن زمان که بلوغ جنسی بارز میشود.
سنین نوجوانی و جوانی در دیدگاهها و نظریات مختلف، متفاوت ذکر شده است، اما معمولاً بین 12تا 25 سالگی را شامل میشود (12 تا 18 سالگی نوجوانی و 18 تا 25 سالگی جوانی). این دوره از نظر تربیت دورهی نسبتاً دشوار زندگی و یکی از بحرانترین مراحل آن میباشد و با بلوغ جنسی همراه است. به بیانی دیگر، بلوغ جریانی است که زمینهاش از بدو تولد شروع میشود و نوجوانی پایان بسیار طولانی و پیچیدهی آن است که ضمن آن نوجوان هویت فردی خود را از هویت خانوادگیاش پایهریزی میکند.
1-8-1- نیازهای دورهی نوجوانی
هر رفتاری که از انسان سر میزند، به منظور برآورده شدن یکی از نیازها و خواستههای بدنی و روانی او میباشد. اگر بتوان نیازهای مهم نوجوان و جوان را شناخت، میتوان به او یاری کرد تا آنها را به خوبی و از طریق صحیح ارضاء نماید. به طور کلی نیازهای اساسی بشر را میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
1- نیازهای بدنی یا زیستی که نیازهای اولیه نامیده میشوند و بدون ارضای آن نیازها، زندگی میسر نمیباشد؛ مانند: نیاز به غذا، آب، هوا، خواب و استراحت دفع و غیره که از گفتگو دربارهی آنها صرف نظر میشود.
2- نیازهای روانی یا ثانویه که عدم ارضای این نیازها موجب پیدایش اختلالات، ناراحتیها و بیماریهای روانی میشود، و گاهی آنچنان تعادل عاطفی فرد را به هم میزند که او مستأصل شده، از زندگی بیزار می گردد.
غالباً بسیاری از نا امیدیها، افسردگیها، نگرانیها، مردم آزاریها، پرخاشگریها، سوءظن و بدبینیها، بزهکاریها و حتی قتلها و خودکشیها ناشی از عدم ارضای صحیح نیازهای روانی میباشد.
نیازهای روانی دورهی نوجوانی و جوانی که درجهی اهمیت آنها معمولاً با توجه به محیط
زندگی و موقعیت و آداب و رسوم اجتماعی در محیطهای مختلف متفاوت میباشد، عبارتند از:
1-8-1-1- نیاز به مهربانی و محبت
رابطهی نزدیک محبتآمیز با چند شخص مؤثر در زندگی غالباً ایجاد رضایت میکند. خانواده عموماً یکی از کانونهای گرم و محبت زا بوده است و نیاز به مهربانی و محبت شامل دوست داشتن و دوست داشته شدن میشود که در همه سنین عمر ادامه دارد و کمبود یا فقدان آن تأثیرات سوء و ضایعات دردناکی در روح افراد به وجود آورده، روابط آنها را با دیگران تحت تأثیر قرار میدهد.
کمبود محبت چون اکثراً موجب تحقیر و کوچک شدن فرد نیز میشود، در او ایجاد عقده حقارت میکند و وی را حسود و کینهتوز مینماید و یا باعث ایجاد تنهایی و انزوا میگردد؛ و اگر نوجوان و یا جوانی از محبت در کانون خانواده سیراب نشود، آن را در خارج از خانواده جستجو مینماید که زمینه بسیاری از فریبها و انحرافات از همین جا فراهم میشود. نیاز به اظهار محبت کلامی به نوجوانان مانند ارضای نیازهای فیزیولو‍‍‍‍‍ژیکی آرام بخش میباشد.
1-8-1-2- نیاز به امنیت و آسایش خاطر
انسان میخواهد مطمئن باشد که کسی به حریم آزادی او تجاوز نخواهد کرد، و مال و جان و آبرو و شخصیت و موقعیت اجتماعیاش همیشه در امان است، زیرا که ترس و اضطراب مورد تهدید وا-قع شدن آنها در فرد ایجاد نگرانی میکند. هر فردی میخواهد اطمینان خاطر پیدا کند که در مواقع سختی و ناراحتی و بیچارگی تنها نخواهد ماند و دیگران به او کمک خواهند نمود و حامی او خواهند بود و اگر اطمینان خاطر نباشد، اثرات ناگواری در رفتار فرد پدید میآید. نوجوان در جامعهی ما نیازمند دنیایی است سازمان یافته، امن، منظم، قابل پیشبینی و قانونی که بتواند روی آن حساب کند و در آن وقایع غیر منتظره، غیر قابل کنترل، گیج کننده یا وقایع خطرناک دیگر رخ ندهد، و در آن در هر حال والدین یا حامیان نیرومندی داشته باشد که او را در مقابل آسیبها محافظت کنند.
اینکه این واکنشها را میتوان به آسانی در نوجوانان مشاهده نمود، خود دلیل بر این است که در جامعه ما، نوجوانان بیش از حد احساس ناامنی میکنند. ما نیازمند یک جامعهی سالم، باثبات، آرام و دور از جنجال سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و تحت ادارهی صحیح میباشیم تا بتوانیم امنیت خاطر نوجوانان و جوانان خود را در مقابل هر گونه خطرات احتمالی، تهاجمات، قتل، آشوب، زندان، ظلم، بی عدالتی و نظایر آن فراهم آوریم تا خود را در معرض خطر احساس نکنند. ما باید شرایطی را ایجاد نماییم تا هیچ گونه تهدیدی نسبت به قانون، نظو و حاکمیت جامعه به وجود نیاید، تا بتوانیم آسایش و امنیت خاطر را برای اعضای جامعهمان فراهم نماییم.
1-8-1-3- نیاز به احساس تعلق داشتن و مورد قبول گروه همسالان واقع شدن
محبوبیت نوجوانان و جوانان در گروه همسالان تابع توانایی انجام دادن اموری است که در گروه اجتماعی آنها موجب کسب وجهه میشود. گاهی اوقات معیارهای گروهی بیشتر از معیارهای خانواده و مدرسه در رفتار نوجوانان تأثیر دارد و نوجوان تلاش میکند در اثر معاشرت و رابطه صمیمانه با آنها خود را مطابق آن معیارها بسازد و به همین جهت برای جلب و تأیید گروه، بسیاری از معیارهای اجتماعی و رفتارهای گروهی را میآموزد و وقتی مقبول گروه شد، احساس تعلق میکند. و اگر نتواند مورد قبول قرار گیرد، انزوا، مطرود بودن، نداشتن دوست و نداشتن ریشه در جامعه را به شدت احساس مینماید؛ و به همین جهت تقلید و همانندسازی در این دوره اهمیت خاص پیدا میکند.
گروه جایی است که فرد میتواند تواناییها و استعدادهای خود را در حد اعلا نشان دهد و رضایت خاطر کسب نماید، حتی اگر در گروههای مخرب و ضد اجتماع باشد، زیرا گروه نیاز مبرم نوجوان به برقراری تماس، روابط صمیمانه و تعلق را به خوبی ارضاء میکند. در جامعهی کنونی ما که رشد شهر نشینی به خصوص در شهرهای بزرگ افزایش سرسام آوری نموده است و تا اندازهای خانواده از هم پراکنده شده و شکاف عظیمی بین نسلها به وجود آمده و مخصوصاً فشارهای سیاسی و اقتصادی شدیدی که به اقشار جامعه وارد شده، عامل کم شدن صمیمیتها و دوستیها گردیده است.
نوجوانان و جوانان به خاطر گریز از تنهایی، از خود بیگانگی، غربت و بی همدمی اشتیاق عمیقی به گروهگرایی پیدا میکند و به وجود آمدن این همه گروههای سیاسی و غیر سیاسی مخفی و علنی شاید به خاطر ارضای نیاز به احساس تعلق باشد که در جای دیگر برآورده نشده است.
1-8-1-4- نیاز به قابلیت و احترام
نیاز به قابلیت و احترام متضمن این حقیقت است که کنترل محیط همیشه برای انسان لذت-بخش است و نفساً موجب سربلندی و رضایت خاطر میگردد. نوجوانان به یک ارزشیابی ثابت و استوار و معمولاً عالی از خودشان، به احترام به خود، یا عزت نفس و احترام به دیگران تمایل دارند. وقتی آنان تصور میکنند انتظارات و توقعات محیط و اطرافیان را به خوبی میتوانند برآورده سازند و در این جهت نیز حرکت مینمایند، به خویشتن خویش احترام میگذارند و از دیگران توقع احترام دارند. ارضای نیاز به احترام و عزت نفس به احساساتی نظیر: اعتماد به نفس، ارزش، قدرت، موفقیت، کفایت، شایستگی، کسب اعتبار و حیثیت و مفید و مثمر ثمر بودن در جامعه منتهی خواهد شد، که البته بدیهی است همه اینها مبتنی بر رفتار مسئولانه نوجوان است که استحقاق احترام را داشته باشد و نه بر اساس تعریف و تمجیدهای ظاهری و بی مورد.
1-8-1-5- نیاز به استقلال
بسیاری از نوجوانان و جوانان میاندیشند که پدر و مادر نسبت به آنها کنترل و تسلط دارند و پیش خود فکر میکنند که آنها دیگر کودک نیستند که احتیاج به کنترل داشته باشند و میخواهند هر چه زودتر روی پای خود بایستند و در امورشان خود تصمیم بگیرند، و از آزادیهای فردی و اجتماعی برخوردار باشند. آنها نیاز دارند بدانند زندگیشان زیر فرمان خودشان است و دیگران بدانها شکل نمیبخشند.
1-8-1-6- نیاز به تشخیص و قدردانی
نوجوان نیاز دارد که اطرافیان ارزش زحمات و کارهای مفیدش را درک کرده، از او تشکر و قدردانی نمایند، و اگر از وی قدردانی نشود و مورد تشویق واقع نگردد، حالت یأس و ناامیدی به او دست خواهد داد. نوجوانان احتیاج دارند که اطرافیان آنها بیشتر رفتارهای مناسبشان را ببینند و بیشتر اعمال خوب آنها را تشخیص داده، به موقع آنها را مورد تشویق و قدردانی قرار دهند و میل ندارند که معایب آنها مورد توجه واقع شود. بنابراین بهتر است نقاط قوت نوجوانان را مورد تأیید و تأکید قرار داد.
1-8-1-7- نیاز به مذهب و فلسفهی حیات
مذهب عامل آرامش دل و رضایت روح است و فرد را از بسیاری از تشویقها، اضطرابها و ترس-ها نجات میدهد و به عنوان یک تکیهگاه روحی مورد نیاز میباشد.
نوجوان یا جوان که سر تسلیم در بابر هیچ کس فرود نمیآورد و علیه همهی قدرتها عصیان میکند، در درون متوجه ضعفها و حقارتهای خود میباشد، عظمت، قدرت و بقاء و دوام خود را در مذهب میبیند، فلسفه زندگی و حیات خود را در مذهب جستجو میکند و در آن معنایی برای زندگی خویش مییابد. نوجوان میخواهد مذهب و مفاهیم مذهبی را شخصاً با نیروی عقل خود بررسی کند و حقایق را دریابد، بنابراین بسیاری از شکهای مذهبی نیز در همین مرحله برای او ایجاد میشود که با یافتن پاسخهای مناسب راه تکامل خود را نیز طی میکند.
1-8-1-8- نیاز به داشتن هدفی مشخص در زندگی
اصولاً زندگی بدون هدف فاقد معنا خواهد بود و هرکس نیاز دارد که فعالیتهای خود را متوجه هدف یا هدفهای مشخص نماید. داشتن هدف در زندگی به فرد احساس رضایت و تحرک بیشتری میدهد. هدف هر چه بزرگتر باشد، انگیزه حرکت و تکامل فرد بیشتر میشود.
جوانانی که در زندگی هدفهای مشخص ندارند و یا هدفهای بسیار کوچکی را دنبال میکنند، غالباً در تزلزل و ناامنی به سر میبرند؛ زندگی آنها فاقد ارزش بوده، دائماً در حال افسردگی، یأس و ناامیدی هستند و احساس تنهایی و پوچی و بیچارگی به آنها دست میدهد.
1-8-1-9- نیاز به احساس هویت و شناخت خود
نیاز به احساس هویت و شناخت خود و حفظ تعادل روانی و عاطفی در مقابل عوامل و فشارهای درونی و بیرونی نیز از نیازهای اساسی میباشد؛ نوجوان میخواهد بداند چیست و کیست، میخواهد احساس کند شخصی منحصر به فرد و خاص است، و مایل است اطمینان پیدا کند که خودش را پذیرفته است.
1-8-1-10- نیاز به احساس رشد، کمال و خودشکوفایی
جوانان تمایل درونی دارند که هر چه را بالقوه میتوانند باشند، بشوند. استعدادهای درونی خود را شکوفا نمایند، که پیامد آن احساس رشد، بلوغ و سلامت روان خواهد بود. هر چند که ممکن است در این مرحله موفقیت چندانی در خودشکوفایی نداشته باشند، اما نیاز آن را در خود احساس میکنند که بهرهبرداری کاملی از ظرفیتها و تواناییهای خود بنمایند، به کمال برسند و هر کاری را به بهترین نحو ممکن انجام دهند.
شاید تحقق بخشیدن به ارزشها و آرمانهای والای مذهبی، سیاسی و اجتماعی و نظایر آن مربوط به ارضای این نیاز باشد و شاید با چنین ارزشهایی است که افرادی شهید میشوند و همه چیز را فدای آرمان و ارزشی مینمایند که آنها را به کمال برساند. آنها افراد هستند قوی که به آسانی توان مقابله و رودررویی با نیروهای مخالف را دارند، میتوانند خلاف جریان عقیدهی عموم شنا کنند، و میتوانند به قیمت جانشان هم که شده از حقیقت دفاع نمایند و در طول تاریخ دیده¬ایم که همیشه جوانان در این راه پیش قدم بودهاند.
1-8-2- جامعه آماری تحقیق و بررسی نیازهای دورهی نوجوانی با مطالب کتاب درسی
در این بخش به

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع تحقیق با موضوعآموزش و پرورش
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید