دانلود پایان نامه

در شعر لیلایی (7)
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
عقب نمی‌انداخت/ مادی
برف ناخوانده زمستانی، سفرت را
ـــــ
می‌جوشید/ مادی
سیر و سرکه
در دلم
(بود) وجود داشت/ وجودی
بغض‌های پنهانی
در گلو
شد/ رابطه‌ای
شانه‌ات، سنگین
زیر برف
سپردی/ مادی
(تو: محذوف)، ام (من را)، به خدا
وقت رفتن
کرد/ مادی
لبت، خنده ملیحی
به خداحافظیّ طولانی
ادامه جدول 3-7-
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
گفته بودی/ کلامی
(تو: محذوف)
ـــــ
برنمی‌گردی/ مادی
(تو: محذوف)
ـــــ
می‌بینم/ رفتاری
(من: محذوف)، تو را
پس از آن شب
بودی/ رابطه‌ای
(تو: محذوف)، بلد
بهتر از هر کسی
بلرزانی/ مادی
(تو: محذوف)، دل‌تنگ مرا
ـــــ
سنگ‌چین کردم/ مادی
(من: محذوف)، ردّ پای تو را
میان حیاط
است/ وجودی
چند سالی
ـــــ
گفتی/ کلامی
(تو: محذوف)
راست
بر نمی‌گردی/ مادی
(تو: محذوف)
ـــــ
خواستی/ ذهنی
(تو: محذوف)
ـــــ
بترسانی/ مادی
(تو: محذوف)، مرا (من را)
ـــــ
می‌کشم/ مادی
(من: محذوف)، چادرم را، آسمان
به سَرم
اخم می‌کند/ رفتاری
آسمان، بر من
ـــــ
گذارم/ مادی
(من: محذوف)، تو را
پشت در، اگر
ی= هستی/ رابطه‌ای
تو، بی‌چتر و شال و بارانی
ـــــ
می‌نشینم/ رفتاری
(من: محذوف)
کنار حوض
می‌شوم/ رابطه‌ای
تو، منتظر
ـــــ
برگردی/ مادی
(تو: محذوف)
ـــــ
نمی‌دانی/ ذهنی
(تو: محذوف) چیزی از شانه‌های برفی من، چیزی از غربتم
ـــــ
کردی/ مادی
تو، مرا، عاشق خودت
ـــــ
کردی/ مادی
تو، مرا، عاشق خودت
ـــــ
کردی/ مادی
تو، مرا، عاشق خودت
ـــــ
برقصانی/ رفتاری
(تو: محذوف)
به ساز دلت
نیست/ رابطه‌ای
شانه‌هایم، جای اَمن و خوبی
برای بار غمت، بعد از این
شد/ رابطه‌ای
آن الهه نازت، پیر
ـــــ
می‌رود/ رابطه‌ای (شدن)
(آن: محذوف)، رو به ویرانی
بی‌تو
3-1-8- لیلایی (8)
لبت ضمیمه «گلپونه‌های بَسطامی»
لبت شهود لب آهنگ‌های موسیقی
و باز هم به موازات شعرهای اصیل
سکوت حنجره‌ات را کسی نمی‌شنود
چکیده روی لبت اشک و شور می‌خوانی
خدا کند که زمان منجمد شود امشب
مگر به خواب ببینم تو را بیارامی

که سوت می‌زند این شعر را به آرامی
که پیرتر شده با خاطرات هر گامی
اسیر موج نفس‌های رو به اتمامی
تو با پلاک و بدون پلاک گم‌نامی
مچاله می‌کندت بغض نابهنگامی
که چند لحظه از این عمر را بیارامی
و پخشِ زنده گلپونه‌های بَسطامی

(نیکوی، 13: 21-22)
تعداد فرایندهایی که شاعر در شعر لیلایی (8) به کار برده، پانزده فرایند است. از این تعداد دو فرایند مادی، یک فرایند ذهنی، شش فرایند رابطه‌ای، یک فرایند کلامی و پنج فرایند رفتاری هستند. بسامد بالای فرایندهای رابطه‌ای، بر بودن و هستی رویدادها تأکید دارد. از لحاظ شرکت‌کنندگان در فرایند علاوه بر حضور شاعر در شعر که با مخاطب فرضی خود گفت‌و گو می‌کند، مشارکین غیر انسانی دیگر چون «خدا» در مصرع «خدا کند که زمان منجمد شود امشب» مشاهده می‌شود. این شعر از وجود عناصر پیرامونی نیز بی‌بهره نیست و شاعر از پانزده فرایند به کار برده در شعر برای هفت فرایند عناصر پیرامونی انتخاب کرده است و سایر فرایندهای او بدون عناصر پیرامونی هستند. عناصر زمانی نیز در شعر لیلایی (8) دیده می‌شود مانند «امشب» در مصرع «خدا کند که زمان منجمد شود امشب».
در جدول (3-8) به فرایندها، مشارکین فرایند و عناصر پیرامونی در شعر لیلایی (8) اشاره شده است.
جدول 3-8- فرایندهای ساخت تعدّی در شعر لیلایی (8)
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
است/ رابطه‌ای
لبت، ضمیمه گلپونه‌های بسطامی
ـــــ
سوت می‌زند/ رفتاری
آن (لبت: محذوف)، این شعر را
به آرامی
است/ رابطه‌ای
لبت، شهود لب‌آهنگ‌های موسیقی
ـــــ
شده/ رابطه‌ای
آن (لبت: محذوف)، پیرتر
با خاطرات هر گامی
هستی/ رابطه‌ای
(تو: محذوف)، اسیر موجِ نفس‌های رو به اتمام
و باز هم، به موازات شعرهای اصیل
نمی‌شنود/ رفتاری
کسی، سکوت حنجره‌ات را
ـــــ
ی (هستی)/ رابطه‌ای
تو، گم‌نامی
با پلاک، بدون پلاک
چکیده/ مادی
اشک
روی لبت
می‌خوانی/ کلامی
(تو: محذوف)، شور
ـــــ
مچاله می‌کند/ مادی
ت (تو را)، بغض‌ِ نابهنگام
ـــــ
کند/ ذهنی
(در معنی خواستن)
خدا
ـــــ
شود/ رابطه‌ای
زمان، منجمد
امشب
بیارامی/ رفتاری
(تو: محذوف)، چند لحظه، از این عمر را
ـــــ
ببینم/ رفتاری
(من: محذوف)، تو را
مگر، به خواب، پخش زنده‌ی گلپونه‌های بسطامی
بیارامی/ رفتاری
(تو: محذوف)
ـــــ

3-1-9- لیلایی (9)
اروند را روزی به زانو در می‌آوردی
باران برای پای بوسیّ تو می‌بارید
میراث‌دار شانه مولا علی بودی
با یا علیّ و چرخ‌هایت گود میچرخید
از هُرم دستان تو قلب خاک می‌لرزید
بر شانه‌هایت کوه، دریا داشتی در دل

چون کودکی با درد و رنج اکنون هماوردی
آمد به یمن بدرقه، تا اینکه برگردی
پای تو می‌زد بر زمین امضای شبگردی
دورِ سَرِ هر تشنه لافِ جوانمردی
وقتی که با مین دست و پنجه نرم می‌کردی
آخر چه آمد بر سرت ای غایت مر
دی

(همان: 23-24)
نیکوی در شعر لیلایی (9) از سیزده فرایند که هشت فرایند آن مادی، دو فرایند رابطه‌ای، یک فرایند رفتاری و دو فرایند وجودی هستند بهره گرفته است. فرایندهای مادی در این شعر بسامد بالاتری دارند و این نشان‌دهنده توجه ویژه شاعر به بیان امور و اتفاقات است. همچنین عدم کاربرد فرایندهای ذهنی و کلامی در شعر بیانگر عدم توجه شاعر به فکر و احساس و ارتباطات کلامی در شعر است. نگاهی به مشارکین فرایندها نشان‌ می‌دهد که نیکوی تنها انسانی نیست که در شعر حضور دارد، بلکه مشارکین انسانی دیگری هم چون «مولا علی» در مصرع «میراث دار شانه مولا علی بودی» وجود دارند. البته شعر از مشارکین غیرانسانی نیز خالی نیست، «اروند» در مصرع «اروند را روزی به زانو در می‌آوردی»، «باران» در مصرع «باران برای پای‌بوسیّ تو می‌بارید»، «گود» در مصرع «با یا علیّ و چرخ‌هایت گود می‌چرخید»، «قلب خاک» در مصرع «از هُرم دستان تو قلب خاک می‌لرزید»، «مین» در مصرع «وقتی که با مین دست و پنجه نرم می‌کردی» و «کوه» و «دریا» در مصرع «بر شانه‌هایت کوه، دریا داشتی در دل» مشارکین غیر انسانی شعر محسوب می‌شوند.
در شعر لیلایی (9) همه فرایند‌ها به جز یک مورد دارای عناصر پیرامونی هستند. عناصر زمانی مانند «روزی»، «اکنون»، «وقتی که» و … و عناصر مکانی مثل «بر زمین» نیز در شعر مشاهده می‌شود.
در جدول (3-9) به فرایندها، مشارکین فرایند و عناصر پیرامونی در شعر لیلایی (9) اشاره شده است.
جدول 3-9- فرایندهای ساخت تعدّی در شعر لیلایی (9)
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
به زانو در می‌آوردی/ مادی
(تو: محذوف)، اروند را
روزی
ی (هستی)/ رابطه‌ای
تو، هماورد
چون کودکی، با درد و رنج، اکنون
می بارید/ مادی
باران
برای پای‌بوسیّ تو
آمد/ مادی
او (باران: محذوف)
به یمن بدرقه
برگردی/ مادی
(تو: محذوف)
تا اینکه
بودی/ رابطه‌ای
(تو: محذوف)، میراث‌دار شانه مولاعلی
ـــــ
می‌زد/ رفتاری
پای تو، امضای شبگردی
بر زمین
می‌چرخید/ مادی
گود
با یا علی و چرخ‌هایت،
دور سَرِ هر تشنه لاف جوانمردی
می‌لرزید/ مادی
قلب خاک
از هُرم دستان تو
دست و پنجه نرم می‌کردی/ مادی
(تو: محذوف)، با مین
وقتی که
بود/ وجودی
کوه
بر شانه‌هایت
داشتی/ وجودی
(تو: محذوف)، دریا
در دل
آمد/ مادی
چه، ای غایت مردی
آخر، بر سرت

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه دربارهسیاست خارجی، واقع گرایی، سیاست خارجی ایران، ساختار آنارشیک

3-1-10- لیلایی (10)
تو نیستی و سکوت مرا نمی‌شکنی
تو نیستی و برایت جلیقه می‌بافم
به میل‌ها که برایم خیال می‌بافند
به میل‌ها که از اخبار شهر بی‌خبرند
نخوانده‌اند از آغوش خاک و تاول و برف
لباس گرم نپوشیدی و تو را بردند
که دکمه دکمه برای تو بسته‌ام هر روز
عصای دست تو بودم؟ کدام دست عزیز؟
تو آمدی و صدا از دری بلند نشد
تو رفته‌ای و سکوت مرا نمی‌شکنی
مرا دوباره به حال خودم رها کردم

به سرفه‌ای، به نگاهی، به بال و پر زدنی
دلم خوش است به این میل‌های بافتنی
خیال‌بافی یک روز دوست‌داشتنی…
نخوانده‌اند که لیلا شده دوباره زنی
نخوانده‌اند از آتشفشان سوختنی
بدون شال و کلاهت، بدون پیرهنی ـ
تو با نگاه: «که مریم عصای دست منی!»
همان دو دست که جا مانده‌اند از کفنی
تو آمدی و نیامد صدای در زدنی
تو رفته‌ای و صدای مرا نمی‌شکنی
خدا نشان ندهد داغ مرد را به زنی

(همان: 23-24)
شاعر در شعر لیلایی (10) سی و یک فرایند را گنجانده است. از این فرایندها چهارده فرایند مادی، نه فرایند رابطه‌ای، یک فرایند رفتاری، دو فرایند وجودی و پنج فرایند کلامی هستند. تنوع فرایندها در شعر نشان می‌دهد که شاعر در پی تغییر فضای حاکم بر شعر بوده است و برجستگی فرایند مادی در شعر، بیانگر حرکت و پویایی آن است.
عدم بکارگیری افعال حسی که مربوط به فرایندهای ذهنی هستند، دلیلی بر عدم توجّه شاعر به جنبه‌های احساسی و ذهنی است.
نگاهی به مشارکین فرایند نشان‌دهنده آن است که با وجود حضور مخاطب فرضی در شعر، شاعر از مشارکین انسانی و غیر انسانی در شعر استفاده نموده است. مشارکین انسانی‌ای که در شعر حضور دارند عبارت‌اند از: «لیلا» در مصرع «نخوانده‌اند که لیلا شده دوباره زنی» و «مریم» در مصرع «تو با نگاه: «که مریم عصای دست منی!»» و مشارکین غیرانسانی عبارت‌اند از: «جلیقه» در مصرع «تو نیستی و برایت جلیقه می‌بافم»، «لباس گرم» در مصرع «لباس گرم نپوشیدی و تو را بردند»، «دکمه» در مصرع «که دکمه دکمه برای تو بسته‌ام هر روز»، «عصا» در مصرع «عصای دست تو بودم؟ کدام دست عزیز؟» و «خدا» در مصرع «خدا نشان ندهد داغ مرد را به زنی».
بررسی شعر از نظر وجود عناصر پیرامونی نشان می‌دهد که شاعر تنها برای چهارده فرایند عناصر پیرامونی برگزیده است و هفده فرایند دیگر بدون عناصر پیرامونی است.
عناصر زمانی نیز در شعر وجود دارد که نمونه‌هایی از آن عبارتند از: «یک روز دوست داشتنی»، «هر روز» و …
در جدول (3-10) به فرایندها، مشارکین فرایند و عناصر پیرامونی در شعر لیلایی (10) اشاره شده است.
جدول 3-10- فرایندهای ساخت تعدّی در شعر لیلایی (10)
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
نیستی/ وجودی
(تو: محذوف)
ـــــ
نمی‌شکنی/ مادی
(تو: محذوف)، سکوت مرا
به سرفه‌ای، به نگاهی، به پال و پرزدنی
نیستی/ وجودی
تو
ـــــ
می‌بافم/ مادی
(من: محذوف)، جلیقه
برایت
است/ رابطه‌ای
دلم، خوش
به این میل‌های بافتنی
است/ رابطه‌ای
دلم، خوش
ـــــ
می‌بافند/ مادی
آنها (میل‌ها: محذوف)، خیال
برایم، خیال‌بافی یک روز دوست‌داشتنی
است/ رابطه‌ای
دلم، خوش
ـــــ
ادامه جدول 3-10-
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
ند/ رابطه‌ای
آنها (میل‌ها: محذوف)، بی‌خبر
از اخبار شهر
نخوانده‌اند/ کلامی
آنها (میل‌ها: محذوف)
ـــــ
شده/ رابطه‌ای
لیلا، زنی
دوباره
نخوانده‌اند/ کلامی
آنها (میل‌ها: محذوف)
از آغوش خاک و تاول و برف
نخوانده‌اند/ کلامی
آنها (میل‌ها: محذوف)
از آتشفشان سوختنی
نپوشیدی/ مادی
(تو: محذوف)، لباس گرم
ـــــ
بردند/ مادی
(آنها: محذوف)، تو را
بدون شال و کلاهت، بدون پیرهنی
بسته‌ام/ مادی
(من: محذوف)، دکمه دکمه
برای تو، هر روز
می‌گویی/ مادی
(تو: محذوف)
با نگاه
هستی/ رابطه‌ای
مریم، عصای دست من
ـــــ
بودم/ رابطه‌ای
عصای دست تو (من: محذوف)
ـــــ
بود/ رابطه‌ای
کدام دست عزیز
ـــــ
جامانده‌اند/ مادی
همان دو دست
از کفنی
آمدی/ مادی
تو
ـــــ
نشد/ رابطه‌ای
صدا، بلند
از دری
آمدی/ مادی
تو
ـــــ
نیامد/ مادی
صدای در زدنی
ـــــ
رفته‌ای/ مادی
تو
ـــــ
نمی‌شنوی/ رفتاری
(تو: محذوف)، سکوت مرا
ـــــ
رفته‌ای/ مادی
(تو: محذوف)
ـــــ
نمی‌شکنی/ مادی
(تو: محذوف)، صدای مرا
ـــــ
رها کردی/ مادی
(تو: محذوف)، مرا
دوباره، به حال خودم
نشان ندهد/ کلامی
خدا، داغ مرد را، به زنی
ـــــ

3-1-11- لیلایی (11)
نه

p

دیدگاهتان را بنویسید