«پس از آن» و … عناصر زمانی و «در سکوت حجله»، «روی کوچه‌ها» و … عناصر مکانی شعر هستند. علاوه بر این عناصر تکرار نیز در شعر مشهود است که نمونه آن واژه «دوباره» و … است.
فرایندها، مشارکین فرایند و عناصر پیرامونی شعر لیلایی (4) در جدول (3-4) آمده است.
جدول 3-4- فرایندهای ساخت تعدّی در شعر لیلایی (4)
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
نشستند/ مادی
آینه و شمعدان
به چله
نشنیدم/ رفتاری
(من: محذوف)، هلهله دیدن تو را
ـــــ
بودم/ رابطه‌ای
(من: محذوف)، منتظر
ـــــ
بچرخد/ مادی
دستگیره
ـــــ
بودم/ رابطه‌ای
(من: محذوف)، منتظر
ـــــ
تپیدم/ ذهنی
(من: محذوف)
در سکوت حجله
بودم/ رابطه‌ای
(من: محذوف)، منتظر
ـــــ
بنشانی/ مادی
(تو: محذوف)، کمی عسل
روی سرانگشت مهربان و نجیبت
بسابند/ مادی
(آنها: محذوف)، قند
تا که، روی سرما
نرسیدی/ مادی
تو
ـــــ
انتظار کشیدم/ مادی
(من: محذوف)
ـــــ
مانده‌ام/ مادی
(من: محذوف)، منتظرت
ـــــ
شود/ رابطه‌ای
باز، در
ـــــ
درآیی/ مادی
(تو: محذوف)
تا که به چشمان من، دوباره
نچشیدم/ مادی
(من: محذوف)، ذرّه‌ای
از عسل جام
نکشیدم/ مادی
(من: محذوف)، تور عروسی
به روی سر

ادامه جدول 3-4-
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
یاد تو می‌آید/ ذهنی
(تو: محذوف)
آن شبی
نوشتی/ مادی
(تو: محذوف)، نامه
برایم
م (هستم)/ رابطه‌ای
(من: محذوف)، غلام حلقه به گوش
ـــــ
نوشتم/ مادی
(من: محذوف)
از ته دل، در جواب نامه
رسیدم/ مادی
من
به مقام کنیزی تو
می‌کرد/ مادی
عشق، خون مرا، حلال تو
ـــــ
نبود/ رابطه‌ای
دست خودم، (من: محذوف)

دل دادم/ ذهنی
(من: محذوف)
به تو
دل دادم/ ذهنی
(من: محذوف)، به تو
ـــــ
دل دادی/ ذهنی
تو، به جنگ
ـــــ
گذشت/ مادی
عمرِ من
پس از آن، از من
ندیدم/ رفتاری
(من: محذوف)، خیر
ـــــ
گرفت/ مادی
جنگ، تو را، از این زن
همین‌‌ که
داد/ مادی
قرص روی ماه تو دیدن، به او
ـــــ
رسیده/ مادی
خواب
به چشم من
نرسیده/ مادی
آن (خواب: محذوف)
ـــــ
آمد/ مادی
در
به صدا
پریدم/ مادی
(من: محذوف)
دوباره
چرخید/ مادی
این دَرِ بد اصل
ـــــ
نشانه بگیرید/ مادی
(آنها: محذوف)، رگی تشنه را
ـــــ
زل زدند/ رفتاری
چند پرستار، بر من و این تور و گیسوان سپیدم/
دوباره
می‌رسم/ مادی
من
به جنون، بدون تو هر شب
آه= متأسفم/ ذهنی
(من: محذوف)
ـــــ
م (هستم)/ رابطه‌ای
(من: محذوف)، آن شهید زنده مفقود
ـــــ
بنویسید/ مادی
(شما: محذوف)، اسم مرا
روی کوچه‌‌ها
بخوانند/ مادی
(آنها: محذوف)
از منی
م (هستم)/ رابطه‌ای
(من: محذوف)، شهید
ـــــ
3-1-5- لیلایی (5)
دلش پُر است پُر از غربت نیامدنت
نشسته، چادرِ چیت از سرش نمی‌افتد
بیاید و به دو چشمت دوباره خیره شود
یکی دو مرتبه او را صدا کنی مریم
و آب از آب تکان خورد و آمدی اما
برای دیدنت از پله‌ها روانه شود
چه مانده از تو به جز یک پلاک و پیراهن
دلش گرفته و امشب دوباره خیره شده

زنی که گوش به زنگ صدای دَر زدنت ـ
ستاره می‌شمرد تا که روز آمدنت ـ
و خستگیّ سفر را بگیرد از بدنت
و چند صد گل مریم بریزد از دهنت
بدون اینکه بخواهی بدون اینکه زنت ـ
و در زدند ولی نه شبیه در زدنت
و این غبارِ نشسته به بند بندِ تنت
به عکس سوخته‌اش توی جیب پیرهنت

(همان: 15-16)
شاعر در شعر لیلایی (5) از هجده فرایند که شامل نه فرایند مادی، چهار فرایند رابطه‌ای، دو فرایند ذهنی، دو فرایند رفتاری و یک فرایند کلامی است، بهره برده است. در این شعر بسامد بالای فرایند مادی و فقدان فرایند کلامی مشاهده می‌شود. افزایش فرایندهای مادی حاکی از تحرک و جنبش در شعر و فقدان فرایندهای کلامی نشان‌دهنده عدم توجه شاعر به سخن گفتن و ارتباط کلامی در آن است. بررسی مشارکین در فرایند، نشان می‌دهد که شاعر به مشارکین متعددی اشاره کرده است و برخی از این مشارکین انسانی هستند؛ مثل «زنی» در مصرع «زنی که گوش به زنگ صدای دَر زدنت» و یا «مریم» در مصرع «و یکی دو مرتبه او را صدا کنی مریم» و برخی دیگر مشارکین غیرانسانی مانند «چادر چیت» در مصرع «نشسته، چادر چیت از سرش نمی‌افتد.» و یا «چند صد گل مریم» در مصرع «چند صد گل مریم بریزد از دهنت». شاعر در این شعر از عناصر پیرامونی نیز بهره برده است، پانزده فرایند در این شعر دارای عناصر پیرامونی هستند. او در این شعر بیشتر از عناصر زمانی مثل « روز آمدنت» و «امشب» و … و عناصر مکانی مثل «از آب»، «از پله‌ها» و … و عناصر تکرار مثل «دوباره»، عناصر مقدار مانند «یکی دو مرتبه و … استفاده کرده است.
در جدول (3-5) به فرایندها، مشارکین فرایند و عناصر پیرامونی در شعر لیلایی (5) اشاره شده است.
جدول 3-5- فرایندهای ساخت تعدّی در شعر لیلایی (5)
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
است/ رابطه‌ای
دلش، پُر
ـــــ
است(محذوف)/ رابطه‌ای
آن (دل: محذوف)، پُر
از غربت نیامدنت
نشستن/ رفتاری
زنی
که گوش به زنگ صدای دَر زَدنت
نمی‌افتد/ مادی
چادر چیت
از سرش
می‌شمرد/ مادی
او (زن: محذوف
تا که روز آمدنت
بیاید/ مادی

ن: محذوف)
ـــــ
شود/ رفتاری
او (زن: محذوف)، خیره
به دو چشمت، دوباره
بگیرد/ مادی
(او: محذوف)، و خستگیّ سفر را
از بدنت
صداکنی/ کلامی
(تو: محذوف)، مریم، او را
یکی دو مرتبه
بریزد/ مادی
چند صد گل مریم
از دهنت
تکان خورد/ مادی
آب
از آب
آمدی/ مادی
(تو: محذوف)
امّا
بخواهی/ ذهنی
(تو: محذوف)
بدون اینکه
شود/ رابطه‌ای
زنت، روانه
بدون اینکه، برای دیدنت، از پله‌ها
در زدند/ مادی
(آنها: محذوف)، در
ولی نه شبیه در زدنت
مانده/ مادی
چه
از تو به جز یک پلاک و پیراهن
این غبار نشسته، به بند بندِ بدنت
دلش گرفته/ ذهنی
او (زن: محذوف)
ـــــ
شده/ رابطه‌ای
او (زن: محذوف)، خیره
و امشب، دوباره، به عکس سوخته‌اش، توی جیب پیرهنت
3-1-6- لیلایی (6)
کم نخواهد کرد از زیبایی لبخندها
کم نخواهد کرد این کپسول‌های کم نفس
سرفه ناخوانده را در خنده‌ات پنهان نکن
شسته خون چفیه و پیراهنت را توی حوض
استکان افتاد از دستت، دل مادر شکست
باز هم امشب توسل می‌کند وقت نماز

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع پایان نامه ارشد با موضوعناسازگاری

ماسک‌های خونی و شب‌گریه فرزندها
جرأت موسایی‌ات را در دل اروندها
دیگر عادت کرده مادر هم به این ترفندها
اشک چشمش باز دارد می‌چکد از بندها
شور شد با اشک مادر، طعمِ حبّه قندها
در قنوت خود به یا زهرای آن سربندها

(همان: 17-18)
نیکوی در شعر لیلایی (6) از ده فرایند به ترتیب شامل شش فرایند مادی، یک فرایند رابطه‌ای، سه فرایند ذهنی بهره برده است. در این شعر افزایش فرایندهای مادی و کاهش فرایند رابطه‌ای مشاهده می‌شود. بسامد زیاد فرایندهای مادی دلالت بر انجام کار و یا اتفاق یک رخداد یا واقعه است و کاهش فرایند رابطه‌ای بیانگر آن است که شاعر به رابطه بین دو چیز و یا پدیده و اوصاف و نسبت‌ها توجه کمتری نشان داده است.
از لحاظ شرکت‌کنندگان در فرایند باید گفت که غیر از شاعر مشارکین انسانی دیگری نیز در شعر حضور دارند، برخی از این مشارکین انسانی عبارتند از: « فرزندها» در مصرع «ماسک‌های خونی و شب‌گریه فرزندها» و «مادر» در مصرع‌های «دیگر عادت کرده مادر هم به این ترفندها» و «استکان افتاد از دستت، دل مادر شکست». شاعر علاوه بر مشارکین انسانی از مشارکین غیر انسانی هم در شعرش سود جسته است. مثل «ماسک‌های خونی» در مصرع «ماسک‌های خونی و شب‌‌گریه فرزندها»، «کپسول‌های کم نفس» در مصرع «کم نخواهد کرد این کپسول‌های کم نفس»، «سرفه ناخوانده» در مصرع «سرفه ناخوانده را در خنده‌ات پنهان نکن»، « چفیه» در مصرع «شسته خون چفیه و پیراهنت را توی حوض»، «استکان» در مصرع «استکان افتاد از دستت، دل مادر شکست»، « حبّه قندها» در مصرع «شور شد با اشک مادر، طعمِ حبّه قندها» و « سربندها» در مصرع «در قنوت خود به یا زهرای آن سربندها». شاعر در این شعر برای بیشتر فرایندهای خود عناصر پیرامونی را بر می‌گزیند به جز یک مورد که بدون عناصر پیرامونی است. او در این شعر به عناصر مکانی مثل توی حوض وعناصر زمانی مثل امشب، وقت نماز و … اشاره کرده است.
در جدول (3-6) فرایندها، مشارکین فرایند و عناصر پیرامونی در شعر لیلایی (6) ذکر شده است.
جدول 3-6- فرایندهای ساخت تعدّی در شعر لیلایی (6)
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
نخواهد کرد/ مادی
ماسک‌های خونی و شب‌گریه فرزندها، کم
از زیبایی لبخندها
نخواهد کرد/ مادی
این کپسول‌های کم نفس، جرأت موسایی‌ات را، کم
در دل اروندها
پنهان نکن/ مادی
(تو: محذوف)، سرفه ناخوانده را
در خنده‌ات
عادت کرده/ ذهنی
مادر، به این ترفندها
دیگر، هم
شسته/ مادی
او (مادر: محذوف)، خون چفیه و پیراهنت را
توی حوض
دارد می‌چکد/ مادی
اشک، چشمش
باز، از بندها
افتاد/ مادی
استکان
از دستت
شکست/ ذهنی
دلِ مادر
ـــــ
شد/ رابطه‌ای
طعمِ حبّه قندها، شور
با اشک مادر
توسل می‌کند/ ذهنی
او (مادر: محذوف)
باز، هم، امشب، وقت نماز،

به یا زهرای آن سربندها
در قتوت خود

3-1-7- لیلایی (7)
سفرت را عقب نمی‌انداخت، برف ناخوانده زمستانی
در دلم سیر و سرکه می‌جوشید، در گلو بغض‌های پنهانی
شانه‌ات زیر برف سنگین شد، وقت رفتن سپردی‌ام به خدا
و لبت خنده ملیحی کرد به خداحافظیّ طولانی
گفته بودی که بر نمی‌گردی، پس از آن شب تو را نمی‌بینم
بهتر از هر کسی بلد بودی دل تنگ مرا بلرزانی
ردّ پای تو را میان حیاط، چند سالیست سنگ‌چین کردم
راست گفتی که بر نمی‌گردی، یا مرا می‌خواستی بترسانی؟!
چادرم را که می‌کشم به سرَم، آسمان اخم می‌کند بر من
که تو را پشت در گذارم اگر…؟ که تو بی‌چتر و شال و بارانی …
می‌نشینم کنار حوض و تو را منتظر می‌شوم که برگردی
چیزی از شانه‌های برفی من، چیزی از غربتم نمی‌دانی
تو مرا عاشق خودت کردی…؟ تو مرا عاشق خودت کردی…!
تو مرا عاشق خودت کردی که به ساز دلت برقصانی
شانه‌هایم برای بار غمت بعد از این جای امَن و خوبی نیست
پیر شد آن اِلهه نازت، می‌رود بی‌تو رو به ویرانی

(همان: 19-20)
نیکوی در شعر لیلایی (7) سی و دو فرایند به کار برده است، از این فرایندها، بیست و دو فرایند مادی، هفت فرایند رابطه‌ای، دو فرایند ذهنی، چهار فرایند رفتاری، دو فرایند کلامی و دو فرایند وجودی هستند. او با تنوع فرایندها در شعر لیلایی (7) می‌خواهد فضای حاکم بر شعر را تغییر دهد
در کنار فرایندهای رابطه‌ای، وجودی و ذهنی، فرایندهای دیگری چون کلامی و رفتاری را که از فرایندهای مادی هستند آورده است و با در کنار هم قرار دادن این فرایندها سعی نموده فضایی پویا و متحرک به شعر ببخشد. نگاهی به مشارکین در فرایند دلالت بر آن دارد که خود شاعر، تنها انسانی است که در شعر حضور دارد و سایر مشارکین در شعر غیر انسانی هستند مثل «برف ناخوانده زمستانی» در مصرع «سفرت را عقب نمی‌انداخت برف ناخوانده زمستانی»، «سیر و سرکه» در مصرع «در دلم سیر و سرکه می‌جوشید، در گلو بغض‌های پنهانی»، «خدا» در مصرع «شانه‌ات زیر برف سنگین شد، وقت رفتن سپردی‌ام به خدا»، «چادرم» و «آسمان» در مصرع «چادرم را که می‌کشم به سَرم، آسمان اَخم می‌کند بر من» و «تو بی‌چتر و شال و بارانی» در مصرع «که تو را پشت در گذارم اگر…؟ که تو بی چتر و شال و بارانی…».
این شعر سرشار از عناصر پیرامونی است و شاعر سعی کرده است برای بیشتر فرایندهایش عناصر پیرامونی انتخاب کند، به گونه‌ای که پانزده فرایند او در این شعر دارای عناصر پیرامونی هستند. کاربرد ویژه عناصر مکانی نیز در شعر بازگوی صحنه‌پردازی قوی شاعر است. علاوه بر این فضای شعر از عناصر مکانی همچون «میان حیاط» ، «پشت در» و … بی بهره نیست و عناصر زمانی مانند «وقت رفتن»، «به خداحافظی طولانی»، «پس از آن شب» و … در شعر دیده می‌شود.
در جدول (3-7) به فرایندها، مشارکین فرایند و عناصر پیرامونی در شعر لیلایی (7) اشاره شده است.
جدول 3-7- فرایندهای ساخت تعدّی

p
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید