، 1391: 99).

1-4- اهداف مشخص تحقیق
در این پژوهش، به شناسایی معیارهای موثر بر مکانیابی کلانتریهای پلیس، اقدام می‏گردد، هدف این پژوهش، تعیین شاخص‏های مناسب بر مکانیابی کلانتری‏های پلیس و ارائه الگویی مناسب در این زمینه در جهت پیشگیری از وقوع جرایم در شهر کرمانشاه می‏باشد. موضوع مورد بررسی در این تحقیق تحلیل فضایی کلانتری‌ها موجود در سطح شهر کرمانشاه با هدف مکان‏یابی کلانتری‌های جدید و یا تغییر موقعیت کلانتری‌های فعلی به منظور ارتقاء کیفیت خدمات رسانی و تسریع روند حضور نیروهای پلیس در مواجه با انواع جرایم است. هدف نهایی پژوهش، شناسایی شاخص‏های مناسب و عوامل موثر بر مکانیابی کلانتریهای پلیس طبق پیشینه معتبر پژوهشی و نظر خبرگان انتظامی در شهر کرمانشاه می‏باشد.
– استفاده از قابلیت های سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و تعیین بهینه موقعیت فضایی مراکز نیروی انتظامی با هدف کنترل مؤثر، سریع و پیشگیری از جرم
– تحلیل فضایی بزه در شهر کرمانشاه با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)
– اولویت‏بخشی به فعالیتهای پلیس بر پایه استفاده بیشتر از فناوریهای نوین سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)
– به کارگیری توانمندیهای سیستم اطلاعات جغرافیای (GIS) در زمینه تحلیل فضایی جرایم شهر کرمانشاه
– شناسایی کانونهای جرم‏خیز و مکانیابی ایستگاههای پلیس و تحلیل گشت زنی آنها با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی
– شناخت میزان تأثیر ایستگاه‏های پلیس بر امنیت حوزه استحفاظی، آگاهی از تأثیر ایستگاه‏های پلیس در کاهش جرائم، آگاهی از تأثیر ایستگاههای پلیس در پیشگیری از جرائم، آگاهی از تأثیر ایستگاه های پلیس در احساس امنیت مردم، آگاهی از تأثیر ایستگاه های پلیس در افزایش اطمینان و اعتماد مردم به پلیس، شناخت میزان تأثیر کارآیی انتظامی ایستگاههای پلیس بر میزان بهره‏وری ایستگاهها در حوزه استحفاظی مربوطه
– شناخت میزان اثربخشی انتظامی ایستگاههای پلیس بر میزان بهره‏وری ایستگاهها در حوزه استحفاظی
هدف از شاخص‏سازی و تعریف معیارهای مؤثر در مکان یابی کلانتری‌ها و ایستگاه‏های پلیس، افزایش تعداد موارد پیشگیری و امدادرسانی در محدوده های تحت پوشش کلانتری‌ها و ایستگاه های پلیس در کمترین زمان ممکن است. به منظور مکانیابی مراکز انتظامی اصولی استخراج گردید که حاصل تعامل و هم فکری اساتید برنامه ریزی شهری و کارشناسان انتظامی است. این اصول عبارتند از؛ سازگاری، وابستگی، مطلوبیت، ظرفیت، هم جواری، دسترسی و مرکزیت، سایر زیر معیارها با توجه به این اصول تدوین شده است. آن چه از این تحقیق به عنوان هدف انتظار می‌رود استخراج ضوابط و معیارهای استاندارد جهت استقرار کلانتری‌ها و ایستگاه های پلیس و ساماندهی فضایی مراکز انتظامی (کلانتری‏ها) در شهر کرمانشاه است.

1-5- مرور ادبیات و پیشینه تحقیق
پارک، ارنست برگس، مکنزی از جمله اولین کسانی بودند که مباحث مربوط به جرایم شهری پرداختند (موسوی،1384، 86).
استفاده از نقشه در تحلیل بزهکاری در امور پلیسی نیز حداقل به سال 1900 میلادی باز می گردد. یک نقشه سنتی بزهکاری صفحه بزرگی را در بر می گرفت که محل جرایم را با پونزهایی بر روی آن مشخص شده بود( کیت هریس،1:1386).
تحلیل فضایی جرم دارای تاریخی طولانی و مجزا در جرم شناسی است، به طوری که این تحلیل‏ها با مطالعات کوتلت و گاری6 در فرانسه قرن نوزدهم شروع و با مطالعات اولیه مکتب شیکاگو7 در اوایل قرن بیستم ادامه پیدا کرد( (Messner and et al. 1999:423. تحقیقات اثبات کردند که علم به مکان های حوادث بزهکاری، بینش عمیقی درباره پویایی های جرم فراهم می‏کند؛ به طوری که توزیع فضایی جرم به عنوان یک مکتب فکری در دهه1800 میلادی با رواج مکتب نقشه‏کشی جرم‏شناسی مورد توجه واقع شد.( Hirschfield & bowers, 2001:204) مکتب نقشه‏کشی جرم‏شناسی8 در فرانسه آغاز شد و سریعاً در انگستان و دیگر کشورهای اروپایی گسترش یافت، اما در دهه‏های اخیر رواج نقشه‏سازی جرم میان محققان و اندیشمندان با تأسیس مرکز تحقیقاتی نقشه‏سازی جرم9(CMRC) در سال 1997 به وسیله انجمن ملی عدالت آمریکا10 شروع و گسترش سیستمهای نقشه‏سازی جرم در انگلیس، استرالیا و اروپا را باعث شد. اینک مرکز تحقیقاتی نقشه‏سازی جرم به نقشه‏سازی و تحلیل برنامه های امنیت عمومی یا همان11 MAPS تغییر نام داده است .(http://www.ojp.usdoj.gov/nij/map)پس از آن مؤسسه Jill Dando Institute of Crime Science انگستان در سال 2000 با آدرس اینترنتی (http://www.jdi.ucl.ac.uk) به رسمیت شناخته شد. همچنین موسسه بین‏المللی توسعه دادگستری در ایالات متحده، تحقیقات گسترده‏ای در زمینه به کارگیری سیستم اطلاعات جغرافیایی انجام داده است. از جمله این موارد، تألیف کتابی با نام Mapping Crimeمی‏باشد که در آن به طور مفصل به کاربرد نقشه و GISدر کنترل و تحلیل جرم پرداخته شده است. در کشور ایران نیز تحقیقات مختلف در زمینه مکانیابی مراکز خدماتی، امدادی و انتظامی در شهرها انجام گرفته است. سامانه ملی خدمات هوشمند جنایی انگلستان12، سیستم استعلام عمومی و مدیریت اتفاقات13 (IMAGE) آدرس یابی جرم در گلاسکو اسکاتلند، سیستم تحلیل نقشه مبنای پلیس نیوزیلند (NZ) MAPS14 ، و تجربه پیاده سازی نقشه نگاری جرم در ویکتوریای استرالیا از تجارب سایر کشورها در زمینه نقشه نگاری جرم است.
سیر تکوین پژوهش های وقوع فضایی جرایم درحوزه شهرها را می‌توان در طی سه دوره مشخص زیر از یکدیگر تفکیک نمود:
دوره اول: تأثیر عوامل محیط طبیعی
چون آب و هوا، باد، دما، عرض جغرافیایی، کوه، دشت و دریا و … در رابطه با کجروی های بشری موضوع مطالعات جغرافیای جرم در این دوره را تشکیل می‌دهد. در واقع این مطالعات با رویکردی جبرگرایانه، ناهنجاریهای اجتماعی را به عوامل محیطی نسبت می‌دهند.
دوره دوم: “گری” و “کتله” در سال 1833 نخستین پژوهش های علمی جغرافیای جرم را با بهره‌گیری از اندیشه‌های اکولوژی اجتماعی انجام دادند. آنها به مطالعه میزان جرم درشهرها با توجه به شرایط اجتماعی و سکونتی شهروندان پرداختند. شاید بتوان گفت اولین نقشه‌های جرم به وسیله این دو نفر ترسیم شده است. کتله به کمک اعداد و ارقام رابطه بین جرم و برخی متغیرهای اجتماعی، اقتصادی و محیطی را نشان داد. این روند به وسیله متفکرین مکتب اکولوژی اجتماعی شیکاگو در اوایل قرن بیستم ادامه یافت. به عنوان نمونه در کارهای “شاو” و “مک کی” و برخی متغیرهای جمعیتی (ساخت جنسی و سنی) و اقتصادی (درآمد) و مشخصه‌های مکانی (از جمله مشخصات مناطق مختلف شهری یا محل سکونت مجرم) در رابطه با جرم در نظر گرفته می‌شد.
دوره سوم: از دهه 1990 علاقه و توجه فزاینده‌ای به پژوهش های مربوط به مکان و جرم در محافل علمی جهان صورت گرفته است به نظر می‌رسد موارد زیر مهمترین دلایل این توجه بوده است:
الف) افزایش قابل توجه میزان جرم و جنایت و ناهنجاری ها در اکثر شهرهای جهان.
ب) پیشرفت های فنی ابزارهای تحلیل جغرافیایی و از جمله سیستم اطلاعات جغرافیایی در سال های اخیر موجب شد تا این ابزار در بررسی های جغرافیای جرایم شهری در زمینه تهیه پایگاه های داده مکانی، تلفیق و تحلیل فضایی جرم به کار گرفته شود.
ج) توسعه علمی تئوری های مکانی جرم در بررسیهای جغرافیای جرایم شهری ( کلانتری، 1380: 59).
سابقه شناسایی و تحلیل محدوده‌های جرم‏خیز شهری به عنوان رویکردی علمی به دهه 1980 میلادی باز می‌گردد. کانون های جرم‏خیز از جمله مفاهیمی است که طی 15 سال اخیر در بین تحلیل‌گران جرایم شهری اهمیت بسیار یافته است و امروزه به عنوان دستاوردی معتبر جهت مقابله با انحرافات اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم مطرح است. به نظر می‌رسد ایده‌های اولیه بررسی محدوده‌های جرم‏خیز شهری در نتیجه ترسیم نقشه‌های پونزی که تهیه آن در ادارات پلیس به شیوه دستی از حدود 200 سال پیش مرسوم شده است شکل گرفته باشد. از آنجا که توزیع جرایم در محدوده جغرافیایی تابعی از شرایط مکانی محل وقوع بزه، عامل زمان ، انگیزه و توانایی بزهکار و نحوه پراکنش اهداف مجرمانه است، بنابراین نشان دادن وقایع مجرمانه بر روی نقشه شهر با پونز یا نمادهای رنگی بیانگر این نکته بود که توزیع بزهکاری به تمرکز و تراکم در محدوده‌ای خاص و بعضاً بخش های کوچکی از سطح شهر گرایش دارد. گرچه حدس فوق دور از واقعیت به نظر نمی‌رسد و احتمالاً طی 100 سال اخیر تحلیل های ساده محدوده‌های جرم‏خیز شهری به وسیله پژوهشگران جرایم شهری یا افسران پلیس صورت گرفته است و طی 30 سال گذشته افرادی چون “برانتینگهام” در سال 1975 و 1981، “کرو” در سال 1975، “ابی” و “هریس” در سال 1980 و “پریش” در سال 1986 در آثار و نوشته‌های خود با ورود به بحث تراکم بزهکاری در محدوده‌های خاص شهری، تحلیل محدوده‌های جرم‏خیز را مطرح ساختند. لیکن به طور مشخص پژوهش در این زمینه را “شرمن” ، “گارتین” و “برگر” در سال 1989 انجام دادند و برای نخستین بار واژه کانون های جرم‏خیز توسط ایشان مطرح گردید. فرناندز(2005) پژوهشی تحت عنوان جلوگیری از جرم و احساس امنیت در طراحی محیط ارائه نموده است. هدف از انجام این پژوهش تاثیر طراحی محیطی و اثرات آن در خلق محیطی امن است. در راستای انجام این پژوهش وضعیت محدوده ی مورد مطالعه و درک مردم از امنیت مورد سنجش قرار گرفته است. انجمن برنامه ریزان امریکا(2005) در پژوهشی تحت عنوان برقراری امنیت از طریق طراحی: خلق محیطی امن در ویرجینیا بیان کرده که با استفاده از رویکرد CPTED به طور موثر می توان مانع از وقوع جرم شد که این خود باعث سرزندگی و توانایی اقتصادی در نواحی شهری می گردد. در واقع تصور مردم از نواحی سرزنده و زیبا مکان هایی است که در آن احساس امنیت و راحتی کنند.
آقای دکتر شکویی در مقاله خود تحت عنوان “جغرافیای جنایت” شاخه جدید در دانش جغرافیا سابقه پژوهش و سیر تحول این بررسی ها را در طول سال های 1935 تا 1968 بدین شرح بیان نموده اند:
در سال 1935 راسن15 با بررسی آمارهای قضایی انگلستان و ولز مطالعاتی را در زمینه جغرافیای جنایت به عمل می آورد. این محقق نواحی انگلستان و ولز را به حوزه های کشاورزی، کارخانه ای، معدنی ، متروپلیتن تقسیم می کند و در مطالعات خود به این نتیجه می رسد که تراکم جمعیت یکی از عوامل اصلی افزایش جرم و جنایت می باشد.
در سال های 1926 و 1945 السورث هانتینگتون جغرافیدان برجسته آمریکایی تحقیقاتی در زمینه نقش عوامل جغرافیایی در وقوع انواع جرم و جنایت انجام می دهد.
در سال های 1929 و 1924 مفاهیم اکولوژی شهری که در مکتب دانشگاه شیکاگو به وسیله رابرت پارگ16 ، ارنست برگس 17، رودریک مکنزی 18پایه گذاری شده بود به وسیله دو محقق برجسته به نام های کیفوردشاو19 و هنری مک مکی 20 به کار گرفته می شود. این محققین با استفاده از خصیصه های اکولوژیکی شهر، نتیجه بررسی های خود را به این شرح منتشر می کنند:
بالاترین جرم و جنایت در محلاتی اتفاق می افتد که در آنها خانه های اجاره ای ارزان قیمت بیشتر باشد.
در محلاتی که میزان جرم و جنایت بیشتر است زنان محله نیز انواع جرم ها را مرتکب
می شوند.
مجرمین بیشتر محلاتی را جهت سکونت خود انتخاب می کنند که مجرمین با سابفه در آنجا زندگی می‏کنند.
در محلاتی که دانش آموزان مدارس، از دبیرستان فرار می کنند و وقت خود را در بیرون مدرسه بیهوده تلف می نمانید. رقم جرم و جنایت بالا می گیرد. در این قبیل محلات جرم و جنایت حتی میان گروه سنی میانسال نیز بیشتر است.
جرم و جنایت از الگوهای اجتماعی و فیزیکی شهر تبعیت می کند. به دیگر سخن وجود نارسائی در تشکیلات پلیس و دادگستری و یا بخش های رو به ویران شهری زمینه های مساعدی جهت ارتکاب جرم فراهم می سازد.
در ایران نوشته‌های نجفی ابرند آبادی در مورد جرم شناسی، ، پایان نامه کارشناسی ارشد خانم عبدالهی با عنوان “پیشگیری جرم از طریق برنامه‌ریزی کاربری اراضی شهری مورد مطالعه جرم سرقت در شهر زنجان” ، پایان نامه کارشناسی ارشد جلال کامران نیا با عنوان “تحلیل الگوهای فضایی و آینده نگری جرم در شهر شیراز”

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد رایگان با موضوعقانون حمایت از خانواده، هزینه نگهداری، حق ملاقات، ابتلا به بیماری
p
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید