اضافه بر آن بزند قصاصش به روز قیامت سپرده می شود) » (آمدی، عبدالواحدبن محمد، 1387، ج 2، ص 640)
11- عن فقه الرضا(ع): «التَّعزِیرُ ما َبینَ َبضعَُه عَشَر سُوطاً اِلی تِسعَهِ وَ ثَلاثینی وَ التَّأدِیبُ ما بَینَ ثَلاثَهِ اِلی عَشرَهِ.»(تعزیر بین ده تا سی ونه ضربه تقسیم میشود به تشخیص حاکم وبا توجه به جرم ولی تأدیب بین سه تاده ضربه است) (مجلسی، محمدباقر، 1388ج 78، ص 82)
12- رسول الله(ص): «لا یَحِلُ لوال یُؤمِنُ بِاللهِ وَ الیَوم الآخِرِ اِن یَجلِد اَکثَرُ مِن عَشرَهِ اَسوَاطِ ِالا فِی حَدٍ وَ َاذِن فِی اَدَبِ المَملُوکِ مِن ثَلاثَهِ اِلی خَمسَهِ.»(فرمود: بخشیده نمی شود کسی که اعتقاد به خدا وروز قیامت دارداگر بیش از ده تازیانه بزند، مگر در اجرای حد واجاز داده شد ه برای ادب کردن بنده سه الی پنج تازیانه) (مغنیه، محمد جواد، 1385، ج 5، ص 292)
2-2- تأدیب(تنبیه) کودک‏ از نظر تربیتی و فقهی
از جمله روشهای تربیتی که در علوم مختلف مورد نقد و بررسی فراوان قرار گرفته و موجب ایجاد بحث و جدل های گوناگون و گسترده در همه سطوح خانواده ها ،مکان های آموزشی و تربیتی همه کشورها شده و حتی در این بین بعضی سازمان های بین المللی و حقوق بشر به ارائه منشورهای و قوانین پرداخته ا ند ؛تعیین حدود و میزان استفاده از روش تنبیه کودکان می باشد .
تنبیه یکی از روشهایی ا ست که در موارد و موقعیت های خاصی به عنوان یک روش اصلاحی رفتار عمل می کند و در حذف رفتار نامطلوب و یادگیری رفتار مطلوب تحت شرایط ویژه ای کمک کننده است. اما متاسفانه بکارگیری بی حد و حصر تنبیه به شکل بسیار مخرب و غالباً بدون نتیجه در بعضی موقعیت ها و وضعیت ها آن را به صورت عامل تخریبی جلوه گر کرده است. استفاده نادرست و نابجا از تنبیه نه تنها نمی تواند در دراز مدت موءثر واقع شود بلکه ممکن است اثرنامطلوب و سوئی به دنبال داشته باشد.
2-2-1- تنبیه بدنى‏

در برخى از روایات، به تنبیه بدنى کودک اشاره شده است ولى کمّیت و کیفیّت آن را نیز از نظر دور نداشته و تصریح کرده است که چه‏کسانى این حق را دارند و چه مقدارى مى‏توانند تنبیه کنند؟ و براى چه چیزى و چه مقدار مى‏توان کودک را تنبیه نمود؟. این‏طور نیست که در هر کارى شخص؛ اجازه دارد کودکى را تنبیه نماید. ذیلاً به برخى از موارد که مى‏توان تنبیه کرد، اشاره مى‏شود:
1. رسول خداصلى الله علیه وآله مى‏فرماید: «نماز را در هفت سالگى به کودک یاد دهید و در ده سالگى او را بر ترک نماز تنبیه کنید»( متقی، علی بن حسام الدین، بی تا، ج‏16).
2. اسحاق بن عمّار مى‏گوید: از حضرت موسى بن جعفرعلیه السلام سؤال کردم مقدار تنبیه کودک چقدر است؟ حضرت در پاسخ فرمود: «ده تازیانه و اندى، بین ده تا بیست تازیانه»( عاملى، حر، 1414 ه ق، ج‏18، ص 583).

3. همچنین امام صادق‏علیه السلام فرموده‏اند: «حدود شرعى درباره کودکان جارى نمى‏شود و لکن تأدیب شدید مى‏شوند»( فرقانی،منصور، 1379، ص 64).
آنچه از روایات پیشوایان دینى به خوبى استفاده مى‏شود این است که فقه اسلامى تأدیب و تنبیه بدنى کودک را به عنوان آخرین گام در روش‏هاى تربیتى مطرح ساخته است و میزان تأدیب کودک به حسب جرم و قدرت جسمى و روحى او فرق مى‏کند و تشخیص آن به نظر حاکم‏شرع یا مربّى کودک است چنانکه حدیث اول به آن اشاره دارد و بیان مى‏کند که تأدیب به خاطر تربیت و اصلاح وى جایز شمرده شده است. چنانکه در روایت دوم و سوم تصریح شده است.
در مورد روایت دوم ممکن است این سؤال مطرح شود که آیا مراد حضرت این است که در تمام موارد، تأدیب و تعزیر کودک این مقدار است؟ . در پاسخ باید گفت این روایت باید حمل شود به این که امام‏علیه السلام در مقام تمثیل و بیان مصداق بر مورد مشخص چنین پاسخى را به اسحاق بن عمّار دادند، نه این که مراد روایت این باشد که تعداد ضربات تعزیر همواره محدود و منحصر به این مقدار باشد، زیرا با توجه به روایت دیگرى که در مورد تعزیر کودک آمده است، تعداد تازیانه در بعضى روایات کمتر از روایت مذکور و در بعضى دیگر بیشتر از این مقدار ذکر شده است. مثلاً در حدیثى میزان تازیانه بر کودک سه ضربه معیّن و بیش از سه ضربه، موجب قصاص مؤدّب و تأدیب‏کننده معرّفى شده است. و در روایت سوم بر این امر تصریح دارد که حدود الهى در مورد کودکان جارى نمى‏شود. اما تأدیب‏و تعزیر به حسب جرمى که کودک انجام مى‏دهد، شدت و ضعف پیدا مى‏کند و این عمل بستگى به تشخیص و نظر حاکم شرع دارد. بنابراین جمله «تأدیب شدید مى‏شوند»(همان، ص 65). با توجه به صدر روایت است که حضرت در جواب پرسش کننده چنین فرمودند، نه این که در همه موارد کودکان مستحقّ ادب سختى باشند.
چه کسانى مى‏توانند تأدیب کنند؟ تا اینجا روشن شد که تنبیه جایز است، اینک این سؤال پیش مى‏آید که اگر تأدیب کودکى لازم است، چه کسى مى‏تواند این کار را انجام دهد و از نظر شرعى جواز بر این کار دارد؟ «همه فقها این اجازه را براى پدر، پدر بزرگ و جدّ پدرى و حاکم‏شرع اثبات کرده‏اند، اما در مورد معلّم و مؤدّب کودک برخى این اجازه را مطلق دانسته و برخى دیگر آن را مشروط به اذن پدر و یا حاکم شرع دانسته‏اند»(حسینی زاده، سید علی، 1388، ص 26).
از آنجا که تربیت به معناى فعالیت مربى و فرد تحت تربیت در مقام تربیت و اصلاح است و بنابراین رفتارها و فعالیتهاى جهت‏دار، آگاهانه، منطقى و براساس تشخیص مصلحت و مفید در میان جامعه است، مبتنى بر اهداف ویژه خود است و اگر مربّى براى رسیدن به اهداف مورد نظر از برخى ابزارها و شیوه‏هاى متناسب و مشروع استفاده کند، عمل وى مطلوب خواهد بود زیرا که در آن، آثار تربیت هست. در این میان تربیت کودکان از وظایف خطیر کسانى است که در پى حفظ ارزشهاى اخلاقى و اجتماعى هستند. این تربیت و ارائه راه درست و معقول پیش‏روى آنها به مثابه صیانت از کلّ جامعه است زیرا که کودکان؛ بزرگان و شخصیت‏هاى آینده‏اند و اگر به درستى تربیت شوند، در واقع افراد جامعه اصلاح و هدایت شده‏اند و بنابراین براى انجام این امر خطیر استفاده از برخى روش‏ها براى زمینه‏سازى تربیت کودکان را نمى‏توان از نظر دور داشت و از آن جمله تنبیه بدنى کودکان است که از شیوه‏هاى مشروع در روایات از آن نام برده شده است. وقتى با نگاه دینى وارد قلمرو احکام و تکالیف دینى مى‏شویم، در کنترل آسیب‏هاى اجتماعى عرصه‏هاى جدیدى به روى ما گشوده مى‏شود. در نظام تربیتى و فقه اسلامى به وظائف افراد در قبال خود و دیگران اشاره شده است. براى مثال وظائف اولیاء و مربیان و چهارچوب و اولویت‏بندى نسبت به امور همانند تربیت کودک مشخص شده است و قلمرو اختیار آنها در مورد تربیت، تأدیب و راهکارهاى رفتار معلوم گردیده است. در تربیت و شیوه‏هاى تربیتى، اسلام؛ به نتایج و بار مثبت آن تکیه شده و از آن بهره گرفته شده است. در حوزه فقه سفارش شده است که نباید فراتر از اختیار اشخاص ذى‏حق در امر تنبیه کودک اقدام شود و وقت تنبیه بدنى از آسیب‏هاى جسمى، جنبى و فیزیکى روى کودکان نیز نباید غافل بود که در غیر این صورت پیشوایان دینى آن را مورد نکوهش قرار داده‏اند.
در چه سنّى مى‏توان کودک را تنبیه؟ تنبیه کودک شرائط و معیارى دارد که باید براساس آن و رعایت و لحاظ آن انجام گیرد، بنابراین تناسب شخصیت خانوادگى، محیطى و سنّى در تنبیه وى بسیار مؤثر و مورد توجه فقه اسلامى و پیشوایان معصوم‏علیهم السلام بوده است. در این خصوص که تأدیب و تنبیه کودک در مواردى باید صورت بگیرد، یتیم و غیر یتیم وجود ندارد ولى قدرت تمیز و درک حق از ناحق و قبیح از غیر آن مطرح مى‏باشد و اگر کودکى از عقل برخوردار باشد و خلاء روحى نداشته و اجبارى در کار نباشد، باید تنبیه شود. در روایت آمده است: امام على‏علیه السلام فرمود: «در مواردى که فرزند خود را تأدیب مى‏کنى، یتیم را نیز تأدیب کن»( نوری،میرزا حسین، 1408 ه ق، ج‏15، ص 167).
در تنبیه کودک علاوه بر سن، باید رشد بدنى او را نیز در نظر گرفت و مى‏توان گفت که تنبه در سنینى باید صورت بگیرد که کودکان بر حسب تفاوتهاى فردى مى‏توانند بین خوب و بد تشخیص بدهند و مسائل را به درستى درک کنند و بدى چیزى را بدانند.
روایتى از امام صادق‏علیه السلام منقول است که آن حضرت در خصوص کودک که دزدى کرده بود، فرمود: «از او بپرسید آیا مى‏داند که دزدى عقوبت دارد، اگر مى‏دان
ست، بپرسید عقوبت آن چقدر است، اگر نمى‏دانست رهایش کنید»( عاملی،حر،1414ه.ق، ج‏18، ص 125).

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تحقیق حقوق با موضوعقانون آیین دادرسی

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

آنچه از این روایات به دست مى‏آید این است که علم به عقوبت و تشخیص بدى از خوبى در تنبیه کودک دخالت دارد و بنابراین بدون توجه به سنّ و آمادگى ذهنى کودک نمى‏توان او را تنبیه بدنى نمود و اگر مربّى یا ولىّ بدون رعایت شرایط مذکور و یا تجاوز از حدود مشخص شده در متون فقهى و روایى، به تنبیه کودک بپردازد، مثلاً زیادتر از اندازه تعیین شده ضرب بر او وارد سازد، باید قصاص شود و طبق گفته روایات، عقوبت اخروى را در پى دارد.
2-2-2- هدف اصلاحى تنبیه‏
در هر کارى و طرحى اهدافى منظور است که انجام دهنده کار در نهایت آن را منظور مى‏دارد و لذا براى نیل به آن، روش‏ها و ابزارهایى را به کار مى‏برد. در برنامه‏هاى تربیتى اسلام که فقه تعیین‏کننده معیارها و ضوابط و حدود و شرایط آن بوده است، به نهایت و سرانجام آن مى‏اندیشد مثلاً در خصوص تربیت و اصلاح رفتار کودکان ظرفیت روحى و جسمى آنها لحاظ مى‏گردد. در فقه اسلامى آمده است که اگر کودک چندبار دست به دزدى بزند، و تمییز و فهم او معلوم باشد و اختیار داشته باشد، مجازات(تعزیرى) مى‏شود. هدف شریعت اسلام تزکیه اخلاق و کنترل رفتار افراد است و به پیشگیرى از جرم مى‏اندیشد تا اجراى کیفر و مجازات، یعنى هدف فقه و سیاست کیفرى در اسلام تنها توجه به مجازات نیست تا منتظر باشد چه‏وقت شخصى مرتکب جرم مى‏شود و یا دست به کار خلاف مى‏زند، تا او را به مجازات رساند، بلکه پیش از همه، زمینه تربیت و اصلاحات را فراروى افراد مى‏گذارد و شرایط را طورى فراهم مى‏سازد که کسى میل به کج‏روى نداشته باشد و اگر دست به کار خلاف هم زد، اقدامات اصلاحى را فراموش نمى‏کند و زمینه را براى ندامت، پشیمانى و توجه وى فراهم مى‏آورد زیرا که غایت و هدف مجازات، تنبیه، جریمه نقدى و… اصلاح نفس و تعدیل رفتار شخص مى‏باشد و تنبیه بدنى کودک که در فقه و روایات، بر جواز آن حکم شده است، بیشتر به خاطر آثار تربیتى آن بوده و مقصود از آن اصلاح کودک است:
«هدف، قصد و غایت واژه‏هاى مترادف هستند که جملگى در بردارنده مفهوم «نهایت و سرانجام کارى» هستند با این تفاوت که گاهى نهایت امرى است عینى و خارجى مانند هدف در تیراندازى که به آن هدف و غایت گویند. و گاهى امرى است ذهنى و وجدانى مانند احساس لذت از بوئیدن گل که به آن قصد، غرض، انگیزه و شوق گفته مى‏شود»( عرافى، علیرضا، 1381، ج‏1، ص 33.).
هدف از تربیت در نظام تربیتى اسلام در دو بعد و محور قرار مى‏گیرد: بعد مثبت و بعد منفى. در بعد مثبت برنامه‏ه‏اى تربیتى جهت‏دهى فرد به سمت کمال، ایجاد خلاّقیت و فراهم نمودن زمینه رشد و شکوفایى در شخص مورد تربیت مى‏باشد.
و اما در بعد سلبى آن که همان بعد منفى باشد، هدف تربیت حالت بازدارندگى و اصلاح صفات و رفتارهاى منفى شخص مورد تربیت است و بنابراین در قسمت دوم است که مربّى تلاش مى‏ورزد تا جلوى کارهاى خلاف کسى را بگیرد و یا احیاناً از تکرار آن جلوگیرى نماید و طبعاً در این راستا تنبیه بدنى کودک در حد متعارف و معمول که آسیب به وى نرساند، ضرورى به نظر مى‏رسد و شریعت و فقه تربیت در اسلام نیز آن را جایز مى‏شمارد.
شکی نیست که تادیب و تنبیه کودک در موارد منصوص و به عنوان آخرین راه حل و روش درمان و به عنوان یک روش ثانوی در اصلاح رفتار، به اتفاق و اجماع فقهای شیعه و حتی علمای عامه جایز است؛ زیرا این روش در جهت اصلاح و سعادت کودک و رشد اخلاقی و تربیتی اوست، همچنین در حفظ کودک از مفاسد اخلاقی و انحرافات رفتاری مؤثر می باشد. این عمل حتی گاهی ممکن است مستحب و در بعضی از اوقات، حتی واجب باشد و این به دلیل سیره مستمر فقهاست که روایات و اخبار مستفیض نیز در این باب وارد شده است. حتی برخی از بزرگان در کتب روایی بابی تحت عنوان «باب تادیب ولد» قرار داده اند که در اصل و جواز استفاده از این روش، اختلافی نیست و اگر بحثی هست در کمیت و کیفیت تادیب می باشد.
محقق کرکی(ره) در جامع المقاصد، در شرح قول مرحوم علامه ادعا می کند که «اما ان له الضرب المعتاد فلا بحث فیه.» (محقق کرکی، ج 7، ص 280) مرحوم عاملی در مفتاح الکرامه می گوید: «و للمعلم ضرب الصبیان للتادیب…. اما ان له الضرب المعتاد فلا بحث فیه کما فی الجامع المقاصد و هو کذلک اذا کان الصبیی ذا عقل و تمیز کما نبه علیه فی التذکره و التحریر و الحواشی لانه یاخذ و نه مسلما…» (می گوید: معلم می تواند کودکان را به قصد تأ دیب بزند ولی در این که باید رعایت حال او رابکندوبصورت معمولی ومتعارف باشد بحثی در آن نیست چنانکه در جامع المقاصد آ مده در صورتی که کودک عاقل ومتمز باشد همین را گفته ومرحومه علامه در کتاب تذکره وتحریر نیز حواشی آن را مسلم گرفته) .(عاملی،جواد بن محمد حسینی،1419ه ، ج 4، ص 273)
و همچنین شیخ در نهایه می فرماید: «وَ الَصّبیُ و المَملُوکُ اِذا اِخطاَء ادَبا بَخِمسِ ضرباتِ اِلیَ ستِّ و لاَ یزادُ عَلَی ذلِکَ و هَکَذا فِی المَبسُوطِ.» (کودک نابالغ وبنده در صورتی که مرتکب خطا شود پنج الی شش ضربه بعنوان تأدیب زده می شود وبیشتر از این جایز نیست چنانکه در کتاب مبسوط هم بیان شده است)(طباطبایی، سیدمحمدحسین،1386، ص 733 ؛ جعفری لنگرودی، محمد جعفر، 1388، ج 3، ص 244)
قال المحقق(ره) فی الشرایع: «یَکرهُ اِن یَزادُ فِی تَأدِیبِ الصَّبی عَلی عَشرهِ اسواطٍ وَ کَذا المَملُوکِ.»(برای تأ دیب کودک صبی وهمچنین بنده کراهت دارد که بیش از 10 تازیانه زده شود (شیخ صدوق، 1388، ج 4، ص 167)
صاحب جواهر الکلام نیز آورده است:«اِنهُ یُکَرُه اِن یَزادُ فِی تَأدیبِ الصّبِ
ی عَلی عَشرهِ اسواطِ و کَذا المَملُوکِ لِدَلالهِ مُعتُبره حَماد بن عُثمانِ و مُعتُبره السکُونی و خَبَرَ زرارهُ بُن اعینِ و ُمرسَله الصدوقِ.»(برای تأدیب کودک وهمچنین بنده کراهت دارد بیشاز ده ضربه تازیانه زده شود بدلیل سند معتبر حماد ابن عثمان وسندسکونی وخبر زراره بن اعین وحدیث رسیده از صدوق) (0مجموع این روایات برای (نجفی، محمد حسن بن باقر، 1371، ج 41، ص 444) تأدیب بیش از ده ضربه را به اثبات نمی رساند، آن هم در صورتی که تادیب به مصلحت کودک باشد و از روی غضب و انتقام جویی انجام نگیرد.
حضرت امام خمینی(ره) در تحریر الوسیله می فرمایند: «اِنّهُ یُکَرُهَ ان یَزادُ فِی تَأدیب ِالصّبَی عَلی عَشرهِ اِسواطٍ و الظّاهُر ان تَأدیبهِ بُحَسَبِ نَظَر المُؤدب و الولی، فَرُّبَما تَقتَضی المصلحهً اَقلُ و رُبَّما تَقتَضی الاکثرُ و لا یَجوزُ التجاوزَ… بَل و لا التَّجاوز عَن تَعزِیرِ البالغَ بِل الاَ حوط دُونَ تَعزِیرهِ و احوطَ مِنهُ الاَکتفاء بستهَ اِو خمسِ.»(کراهت دارد که برای تأ دیب کودک بیش ازده ضربه تازیانه زده شود وظاهرا تأدیبش بستگی به نظر تأدیب کننده و ولیش دارد وگاهی مصلحتش کمتریا بیش از این اقتضاء می کند وتجاوز از این جایز نیست ونباید از مقدار تعزیر فرد بالغ بیشتر شود وباید کمتر از آن باشد ومنظور از کمتر شش یا پنج ضربه است )(خمینی، روح الله، 1386، ج 2، ص 477)
حضرت آیه الله خوئی(ره) در تکمله المنهاج مساله 285 آورده اند: «لا بأس بَضِرب الِصّبَی تأدیباً خمسهً اَو ستهً مَعَ رَفقٍ »(برای تأدیب کودک اشکالی ندارد که پنج ضربه یا شش ضربه به آرامی زده شود (خوئی، سیدابوالقاسم ، 1390، ج 1، ص 240)
در مساله 2819 رساله عملیه نیز فرموده است:

p

دیدگاهتان را بنویسید