دانلود پایان نامه

زمانی و مکانی، وضع می‌شوند، همانند احکام حکومتی، ولی اجماع مسلمین بر این است که آیات ارث از محکمات قرآن کریم است و احکام آن زمان بردار نیست و به هیچ وجه مقید نشده است.208
ثانیا: احکام ارث زن و مرد براساس مسؤولیت‌هایی است که بر عهده هریک نهاده شده است و قرابتی که شخص با متوفی دارد. به تعبیر دیگر حکمت‌های مربوط به قوانین ارث زمان بردار نیست.209
شبهه سوم: چه لزومی دارد که ما سهم زن را در ارث از سهم مرد کمتر قرار دهیم و آن‌گاه این کمبود را به وسیله مهر و نفقه جبران کنیم؟ چرا وارونه عمل می‌کنید؟
بیایید از اوّل سهم الأرث زن را معادل سهم الأرث مرد قرار دهید تا مجبور نشوید با مهریه و نفقه آن را جبران کنید.210
پاسخ: پاسخ این است که نباید علّت را به جای معلول و معلول را به جای علّت گرفت. این پندار که مهریه و نفقه معلول وضع خاص ارثی زن است نادرست می‌باشد؛ زیرا وضع خاص ارثی معلول مهریه و نفقه است.
ثانیاً: آنچه در این جا وجود دارد صرفاً جنبه مالی و اقتصادی نیست. اسلام با در نظر گرفتن احتیاجات و گرفتاری‌های زن از لحاظ تولید و قدرت کمتر او از مرد در تولید و تحصیل ثروت و دیگر ویژگی‌های روانی زن و مرد و این که مرد همیشه باید مخارج زن را تأمین کند و با در نظر گرفتن همه ملاحظات دقیق روانی و اجتماعی که سبب استحکام پیمان خانوادگی می‌شود، مهریه و نفقه را بر مرد لازم کرده و سپس به خاطر جبران تحمیلی که در تأمین مخارج بر مرد شده سهم ارث او را افزایش داده است.211
ثالثا: تساوی در ارث به صورتی که نفقه و مهریه برداشته شود این موجب خدمت به زنان نمی‌شود بلکه به خاطر شرائط جسمی و روحی متفاوت زن و مرد، ظلم مضاعفی به آنان خواهد بود.212
رابعاً: اسلام مهر و نفقه را که بر عهده مرد است امور لازم و مؤثر در استحکام زناشویی، و تأمین آسایش خانوادگی و ایجاد وحدت میان زن و شوهر می‌شناسد از نظر اسلام الغاء مهر و نفقه و خصوصاً نفقه موجب تزلزل اساس خانوادگی و کشیده شدن زن به سوی فحشاء است.213

خلاصه فصل سوم
اسلام بر خلاف سنّت‌های جاهلی، سهم ارث خویشاوندان میّت را مشخص کرد. زن در میان فامیل، گاهی به عنوان مادر ارث می‌برد، گاهی به عنوان فرزند، گاهی به عنوان همسر و زمانی به عنوان خواهر ارث می‌برد. در اغلب موارد سهم مرد دو برابر سهم زن است، ولی این قاعده دو برابر کلّیت و جامعیت ندارد؛ چون گاهی زن مساوی مرد ارث می‌‌گیرد و گاهی از مرد، بیشتر ارث می‌گیرد که ما آن موارد را تفصیلاً ذکر کردیم.
پس سهم الأرث زنان همیشه نصف مردان نیست، بلکه به لحاظ شرائط و عناوین سهم آنان متفاوت است و در مواردی حق این است که این احکام عادلانه و متناسب با سائر احکام شرعی است. در وضع احکام ارث و افزودن سهم مردان، چند امر مورد توجّه شارع بوده است که اهم آن‌ها عبارتند از: سپردن وظیفه سربازی و جهاد، مهریه، نفقه، مشارکت در پرداخت دیّه به عنوان عاقله به مرد، تناسب فعالیت اقتصادی و حضور در خارج از منزل و محیط کار و نیز مدیریت خانواده با ساختمان جسمی و روحی مرد و انتظارات نظام دینی از او.
مخالفان این نظر براساس اشکالاتی که به ذهنشان رسیده قائل به تساوی یا در واقع خواستار حکم تساوی ارث زن و مرد شده‌اند امّا این سخنان و شبهات مردود است.
اوّلاً: دو برابر بودن سهم الأرث مردان، دالّ بر ظلم زنان نیست چون اوّلاً حرمت و جایگاه انسان را علم، جهاد، ایمان و تقوا مشخص می‌کند نه مال، سهم بیشتر از ارث، نشانه مسؤولیت بیشتر مادّی در جامعه اسلامی است.
ثانیاً: زن و مرد از حیث انسانی مساوی و دارای حقوق مانند حق حیات، خوراک، تعلیم، امنیت، اقتصاد و ارث و ملکیت و نیز در تکلیف به نماز، روزه و وفای به عهد و اجرای عدالت و تکالیف یکسان هستند که ما این را در فصل دوم مفصلاً بیان کردیم.
ثالثاً: در باب ارث ملاک سهمیه‌بندی تنها زن و مرد بودن نیست بلکه موقعیت خانوادگی اجتماعی و اقتصادی آنان نیز مؤثر است.
رابعاً: خداوند متعال عادل است و ائمه هدی علیهم السّلام، معصوم، هستند که عقلاً و نقلاً ظلم نخواهند کرد.
خامساً: احکام ارث اگر به نفع زنان نباشد دست کم بر علیه آنان نیز نیست.
سادساً: راه شرعی برای اعطای مال بیشتر به زنان باز است، مثل هبه، وصیّت و …
اختلاف سهم الإرث موجب حکم مهریه و نفقه نشده است، تا با تساوی ارث، وجوب نفقه و مهریه هم برداشته شود، بلکه اوّلاً بر عکس نظر مستشکل حکم ارث ناشی از احکام دیگر از جمله وجوب مهریه و نفقه بر مردان است نه این‌که علّت آن‌ها باشد ثانیاً ملاک در جعل این احکام فقط بُعد اقتصادی نیست تا با تسویه آن احکام هم یکسان گردد و ثالثاً تساوی در ارث و مهریه و نفقه موجب خدمت به زنان نمی‌شود بلکه به خاطر شرائط جسمی و روحی متفاوت زن و مرد، ظلم مضاعفی به آنان خواهد بود.

فصل چهارم

تحلیل تفاوت زن و مرد در نکاح و طلاق

فصل چهارم: تحلیل تفاوت زن و مرد در نکاح و طلاق
مقدمه
یکی از تفاوت‌های حقوقی زن و مرد آن است که در اسلام، مرد حق دارد همزمان با رعایت عدالت تا چهارتا زن دائمی اختیار کند ولی زن با وجود داشتن شوهر نمی‌تواند شوهر دیگری برگزیند و یکی از مباحث چالش برانگیز در حقوق اسلامی تعدد زوجات است که از مصادیق نابرابری حقوق زنان با مردان تلقی شده است.
این حکم یکی از احکام اسلامی است که مورد حملات شدید و مختلف از سوی غربی‌ها و غرب‌ز
دگان قرارگرفته است.
تعدد زوجات نه تنها در میان قبایل وحشی وجود داشته است، بسیاری از ملل متمدن نیز آن را پذیرفته‌اند. گذشته از عرب جاهلیت، در میان قوم یهود و ملت ایران در زمان ساسانیان و بعضی ملل دیگر این رسم و قانون وجود داشته است.214
اسلام تعدد زوجات را ابتکار نکرد بلکه آن را از طرفی محدود ساخت و برای آن حداکثر قائل شد و از طرف دیگر قیود و شرائط سنگین برای آن مقرر کرد. اقوام و مللی که به دین اسلام گرویدند غالبا در میان خودشان این رسم وجود داشت و به واسطه اسلام مجبور بودند که قیودی را گردن نهند.215
ازدواج‌های مجدد به انگیزه‌های مختلف انجام می‌شده ولی میان عشایر و قبائل بر اثردو چیز مهم بود.
1- انگیزه ازدیاد افراد قبیله برای تقویت، قدرت نظامی و دفاعی، زیرا در این گونه جوامع ارتشی منسجم و نیروی دفاعی واحد وجود نداشت، بلکه هر قبیله باید حافظ حدود خود باشد.
2- کثرت مشاغل در زندگی عشیره‌ای و قبیلگی، چون کارها و نیازهای عشایر مثل دامداری، کشاورزی، صید و تهیه خوراک و پوشاک معمولا به دست افراد قبیله تامین می‌شده است از این رو نیازمند افراد فراوان بوده‌اند.216
اسلام هم تعدد زوجات را فی‌الجمله پذیرفت و از آن زمان به بعد تا الان مواجه با یک سری پرسش‌ها و اشکالات شد. این ایرادها از سوی مسیحیان، غربیان، روشنفکران مسلمان و برخی از افراد ناآشنا مطرح می‌شود. دشمنان اسلام حمله‌های گسترده‌ای بر حکم تعدد زوجات کرده است و آن را ناسازگار با حق زن دانسته‌اند و از این رهگذر دین اسلام را متهم به ظلم به زنان نموده‌اند. برخی از مفسران و مؤلفین در مقابل این هجوم‌ها به دفاع از این حکم اسلامی پرداخته و آن را حکمی مطابق با حکمت و منطبق بر مصلحت دانسته‌اند.217
اگر چه بعلت وضوح علمی و اجتماعی مسئله،‌ کسی برای زن تقاضای تعدد ازواج نمی‌کند و عموما اشکال را به سوی چند همسری مرد می‌برند و معتقدند که مرد نباید چنین حقی داشته باشد.
اهمیت ازدواج:
ازدواج به عنوان یک حکم فطری با قانون آفرینش، برای بقای نسل و آرامش روح و جسم، لزوم یک زندگی سالم برای انسان است که هماهنگ با آفرینش و فطرت است. اصل پیوستگی مرد و زن از چیزهایی است که طبیعت انسانی بلکه حیوانی به بهترین وجه آن را آشکار نموده اسلام هم که دین فطرت است ازدواج را تجویز می‌کند. تولید نسل و بعمل آوردن فرزند که در این اجتماع مقصود طبیعت و هدف خلقت است تنها عاملی است که این پیوستگی را در قالب ازدواج ریخته و آنرا در صورت اختلاط و بی‌بند و بار و مطلق نزدیکی بصورت نکاح و پیوستگی درآورده است.218
دراهمیت ازدواج آیات و روایات بسیار است ولی ما در این‌جا فقط به چند تا اشاره می‌کنیم. از امام باقر علیه‌السلام روایت شده است که جد گرامیشان رسول خدا در باب اهمیت ازدواج
فرمودند: ما بنی بناء فی الاسلام احب الی الله من التزویج219؛ نزد خداوند متعال در اسلام محبوب‌تر از ازدواج چیزی نیست.
همچنین در کلام دیگر پیامبر اسلام صلی‌الله فرمودند: اکثر اهل النار العزاب220؛ اکثر جهنّمی‌ها کسانی هستند که ازدواج نکردند.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد رایگان با موضوعقانون حمایت از خانواده، قانون مدنی، جزای نقدی، دستور موقت

در حدیث دیگر از رسول خدا واردشده است که اذا تزوج العبد فقد استکمل نصف الدین فلیتق الله فی النصف الباقی.221
زمانی که بنده‌ای ازدواج کند به تحقیق نیمی از دین او کامل گشته‌ است، پس باید در نیم دیگر تقوا پیشه کند.
زیرا غریزه جنسی نیرومندترین و سرکش‌ترین غرائز انسان است که به تنهایی با غرائز دیگر برابر است. انحراف این غریزه نیمی از دین و ایمان انسان را به خطر می‌اندازد.222
در آیات قرآن مجید نیز به ازدواج سفارش شده است وازدواج را عامل از بین رفتن فقر می‌داند: و انکحو الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله223
مردان و زنان بی همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درست کارتان را، اگر فقیر و تنگ دست باشند، خداوند متعال از فضل خود آنان را بی‌نیاز می‌سازد، خداوند گشایش دهنده و آگاه است.
کلمه نکاح به معنی تزویج است وکلمه ایامی جمع ایم است به معنای پسر و دختر مجرد می‌باشد.224
در این آیه خداوند وعده داده است که با ازدواج، وسعت رزق به آن‌ها داده می‌شود و با جمله والله واسع علیم تأکید کرده است که رزق هرفرد به دست خداوند است و او بر این امر قادر است.225
هدف ازدواج
بعد از اهمیت ازدواج این نکته به ذهن می‌آید که،‌ هدف از ازدواج چیست؟ که این قدر به ازدواج سفارش شده است. ما هدف ازدواج را از قرآن می‌پرسیم که قرآن هدف ازدواج را این‌گونه بیان کرده است:
وَمِنْ آَیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً226
و یکی از آیات او این است که برای شما از خودتان همسرانی خلق کرد تا بسوی آنان میل کنید و آرامش گیرید و بین شما موده و رحمه قرار گیرد.
در این آیه هدف از ازدواج سکونت و آرامش ذکر شده است و این آرامش به این دلیل است که هر یک از دو جنس زن و مرد مکمل یک‌دیگرو باعث شکوفایی و نشاط وپرورش هم می‌باشند تا آن‌جا که به تنهایی ناقص هستند و طبیعی است که میان این دو موجود کامل‌کننده هم چنین جاذبه‌ای وجود داشته است.227
خداوند برای این‌که این آرامش،‌ موقتی نباشد بلکه دائمی باشد بین زن و مرد مودّه و رحمه قرار داد. مودّه به معنای محبتی است که اثرش در مقام عمل ظاهر ب
اشد و رحمت به معنای نوعی تأثیر نفسانی است که از مشاهده محرومیت محرومی که کمال ندارد و محتاج به رفع نقص است، در دل پدید می‌آید و صاحب دل را وادار می‌کند که در مقام برآید و او را از محرومیت نجات دهد و نقصش را رفع کند.228
البته ناگفته نماند که سکونت و آرامش مهم‌ترین هدف ازدواج است که در این آیه بیان شده است و ازدواج اهداف دیگری نیز دارد که انسان آرامش حاصل از ازدواج، می‌تواند به آن دست پیدا کند.
1- نکاح
نکاح مصدر ثلاثی از ریشه نکح ینکح می‌باشد.229
صاحب کتاب العین می‌گوید: نکح ینکح نکحاَ به معنی البضع می‌آید و نَکَحَ به معنی تزویج نیز گفته‌ شده‌است.230 ابن عاشور نکاح را این‌گونه تعریف می‌کند: نکاح در کلام عرب حقیقت در عقد زن می‌باشد،‌بخاطر اینکه در این زمینه قرینه‌های زیادی وجود دارد، اما استعمال کردن آن در وطی کنایی است، برخی هم گفته‌اند، استعمال در وطی حقیقت است و در عقد مجاز است و عده ای معتقدند در هر دو استعمال حقیقی است این نظر

p

دیدگاهتان را بنویسید