احترام زن که دائم باید در صدد ارضای افراد مختلف باشد.258
3. اختلاط نسب
زن در خانواده حافظ نسب است و در صورت تعدّد همسر نسب، که مورد توجّه نظام طبیعت است و اسلام نیز به آن اهتمام دارد، مختل می‌شود، فرزندان پدر خود را نمی‌شناسند، هر پدری به راحتی مسؤولیت مخارج و نفقه فرزندان را نمی‌پذیرد و در نتیجه، آنان از نظر روحی و عاطفی به بیماری‌های روانی مبتلا می‌گردند و مشکلاتی بسیار برای جامعه فراهم می‌کند.
و بدیهی است، این نوع انتخاب موجب فساد در انتساب و هرج و مرج در مسائل مربوط به ارث و شناسایی فرزندان و پدران می‌گردد.259
4. زیان‌های اجتماعی
در جمیع شرائع عالم، مرد سرپرستی خانواده را برعهده دارد، بنابراین اگر زن بتواند دارای ازدواج متعدد باشد سرپرستی خانواده بر عهده کدام یک خواهد بود؟ آیا نوبتی باشد یا هرکدام که بزرگ‌تر است؟ پس زوجه برای کدام یک خضوع کند؟ آیا برای همه آن‌ها خضوع کند که غیر ممکن است چرا که رغبات آن‌ها با هم متفاوت است و فرق دارند یا این‌که برای یکی خضوع کند با این کار بقیّه ناراحت می‌شوند، باتوجه به این مسائل و مشکلات که بیان شده، که یکی از زیان‌هی اجتماعی بر خانواده وارد می‌شود ممنوعیت چند شوهری خیلی آشکار می‌شود.260
امروزه این چند شوهری نه تنها از دیدگاه اسلام بلکه از دیدگاه صاحب نظران مادّی هم پذیرفته نیست.261
علاوه بر این اگر زن هم زمان با چند مرد رابطه داشته باشد و به جای آن که کانون گرم خانواده مورد حمایت شوهر قرار گیرد، در عمل به ابزار شهوانی مردان تبدیل می‌شود و هیچ مردی درباره وی احساس مسؤولیت و محبّت قلبی نمی‌کند. این وضعیت، هم با فطرت خود زن و هم مرد ناسازگار است، در چنین حالتی زاد و ولد یک‌سره تعطیل می‌شود و خانواده که در واقع تشکیل دهنده جامعه مدنی است از بین می‌رود. از این رو زن شوهر دار حق ندارد به عقد و ازدواج دیگری در آید.
امّا در تعدّد زوجات برای مرد چنین مشکلات پیش نمی‌آید. مرد می‌تواند در عقد دائم تا چهار زن اختیار کند.262
زن در چند همسری هرگز نتوانسته است حمایت و محبّت و عواطف خالصانه و فداکاری یک مرد را نسبت به خود جلب کند.263 علاوه بر این، غیرت و حمیت هیچ کدام از زن و مرد، فرزندان و بستگان آن‌ها نمی‌پذیرند که زن دارای چند شوهر باشد، این عمل موجب از هم پاشیدگی کانون خانواده و سردی روابط آن‌ها خواهد شد و به طور قطع چنین زندگی قابل دوام و استمرار نمی‌باشد، محبّت و فداکاری که لازمه هرکانون خانواده‌ای است، در چنین زندگانی وجود نخواهد داشت، سستی خانواده موجب سستی ارکان جامعه خواهد گردید.264
شبهات در تعدّد زوجات
شبهه اوّل
تجویز تعدّد زوجات، مردان را به شهوترانی تشویق می‌کند و این غریزه حیوانی را در جامعه گسترش می‌دهد.265
علامه طباطبایی می‌فرماید: در پاسخ این اشکال باید گفت که صاحب این اشکال اطلاع و تدبّری در تربیت اسلامی و مقاصدی که این شریعت دنبال می‌کند ندارد و نمی‌داند که تربیت دینی نسبت به زنان در جامعه اسلامی دین، پسند این است که زنان را با پوشیدن خود با عفاب و با حیا بار می‌آورد، و زنان را طوری تربیت می‌کند که خود به خود شهوت در آنان کمتر از مردان می‌شود…
و ادّعای ما آنقدر روشن است که مردان مسلمانی که با زنان متدین و تربیت شده در دامن پدر و مادر دین دار ازدواج کرده‌اند، کم‌ترین تردید در آن ندارند، پس روی هم رفته، شهوت جنسی مردان معادل است با شهوتی که در یک زن، بلکه دو زن و سه زن وجود دارد.
دین اسلام بر این معنا عنایت دارد که حدّ اقل و واجب از مقتضیات طبع و مشتهیات نفس ارضا گردد. واحدی از این حدّ اقل مرحوم نماند و به همین جهت این معنا را مورد نظر قرار داده که شهوت هیچ مردی در هیچ زمانی در بدن محصور نشود همچنین به تعدّدی وادارش نکند، و اگر مرد به داشتن یک زن محکوم شود، در ایامی که زن عذر دارد، یعنی نزدیک به یک ثلث از اوقات معاشرتش که ایّام عادت و بعضی از ایام حمل و وضع حمل و ایام رضاعش و امثال آن است، او ناگزیر از فجور می‌شود
و از سوی دیگر یکی از مهمّ‌ترین مقاصد و هدف‌ها در نظر شارع اسلام زیاد شدن نسل مسلمانان و آباد شدن زمین به دست آنان است، پس این جهات و امثال آن مورد اهتمام شارع بوده و باعث شده است که شارع اسلام حکم تعدّد زوجات را تشریع کند، نه ترویج امر شهوترانی. و ترغیب مردم به این‌که در شهوت غرق شوند و اگر اشکال کنندگان به اسلام در خصوص تشریع این حکم انصاف می‌داشتند لبه تیز حملات خود را متوجه بانیان تمدّن غرب می‌کردند و جا داشت این تمدّن را به ترویج فحشاء و ترغیب مردان به شهوت رانی متّهم سازند، نه اسلام را که اجتماع را بر پایه سعادت دینی قرار داده است.
بله در تجویز تعدّد زوجات این اثر است که شدّت حرص مرد را شکسته و تسکین می‌دهد، چون به قول معروف، هرآن کس که از چیزی منع شود به آن حریص می‌گردد …
اگر قانون او را از غیر همسر اوّلش منع کند حریص‌تر می‌شود ولی اگر قانون به او اجازه گرفتن همسر دوم، سوم را بدهد، هرچند بیش از یک همسر نداشته باشد، عطش حرصش فرو می‌نشیند و با خود فکر می‌کند که برای گرفتن همسر دیگر راه باز است و کسی نمی‌تواند مرا جلوگیری کند، اگر روزی خود را در تنگنا ببینم از این حق استفاده می‌کنم و همین باز بودن راه ‌بهانه او را از ارتکاب زنا و هتک ناموس محترم مردم، از دستش می‌گیرد.266
شهید مطهری (ره) می‌فرماید: در پاسخ به این شبهه بای
د گفته شود که تنها عامل پیدایش تعدّد زوجات در میان بشر مسأله هوس‌رانی نمی‌تواند باشد چرا که اگر این جنبه در مدّ نظر گرفته شود این را یک مرد می‌تواند بدون این‌که تعهد و مسؤولیتی در قبال زنان داشته باشد این میل خود را از طریق معشوقه و رفیقه ارضاء کند چرا تن به ازدواج دهد که برایش تقیید و تعهّد نسبت به زن و فرزندان.267
حمید کریمی می‌نویسد: اسلام با افراط در شهوترانی مخالف است نه به اصل شهوت‌ها. تعدّد زوجات یک عمل افراطی و انحرافی نیست. با قیودی که اسلام قرار داده است به کلّی امکان هوسرانی از مرد سلب می‌شود. اسلام با محرومیت از نعمت‌ها و نیز با بی قیدی کامل مخالف است.268
شبهه دوم
قانون تعدّد زوجات موقعیت اجتماعی زنان را پایین می‌آورد و در حقیقت چهار زن را معادل ارزش یک مرد قرار می‌دهد و این خود یک ارزیابی جائرانه و ظالمانه است، حتّی با مذاق خود اسلام سازگار نیست؛ چرا که اسلام در قانون ارث و در مسأله شهادت یک مرد را برابر دو زن قرار داده، با این حساب باید ازدواج یک مرد را با دو زن تجویز کند، نه بیشتر، پس تجویز ازدواج با چهار زن به هرحال از عدالت عدول کردن است، آن هم بدون دلیل.269
علامه طباطبایی (ره) در پاسخ می‌فرماید: هرگز چنین نیست؛ چون زنان درهیچ سنّتی از سنت‌های دینی و یا دنیوی نه قدیمش و نه جدیدش همانند اسلام مورد احترام قرار نگرفته‌اند و هیچ سنّت از سنن قدیم و جدید حقوق آنان را همچون اسلام مراعات ننموده است.
جواز تعدّد زوجات برای مرد در حقیقت و واقع امر توهین به زن و از بین بردن موقعیت اجتماعی و حقوقی او نیست، بلکه به خاطر مصالحی است که ما آن‌ها را در تحلیلات خود ذکر کردیم، و برای پرهیز از تطویل از ذکر مجدّد آن‌ها خودداری می‌شود.270
آیت الله جوادی آملی می‌فرماید:
اجازه تعدّد زوجات، جزو اصول ارزیابی اسلام نیست، تا ارزش یک مرد برابر چند زن باشد بلکه معیار ارزیابی و کرامت در اسلام همان تقوا است (إنّ أکرمکم عند الله أتقیکم) از این رو ممکن است یکی از زنان مرد دارای چند همسر نزد خداوند متعال برتر از شوهر خود باشد. در ازدواج سخن از خرید و فروش نیست که دو طرف معامله باهم از نظر قیمت و تعداد سنجیده شوند.271
اگر اسلام میان زن و مرد از لحاظ انسانیت تفاوت قائل بود، همه جا یک جور نظر می‌داد؛ زیرا این فلسفه همه جا یک جور حکم می‌کند، یک جا نمی‌گفت یک زن نصف یک مرد ارث می‌برد و در جای دیگر نمی‌گفت یک زن با یک مرد برابر ارث می‌برد، و در جای دیگر نمی‌گفت یک مرد تا چهار زن بگیرد، از این‌ها به خوبی می‌توان فهمید که اسلام فلسفه‌های دیگری در نظر گرفته است. به طور کلّی باید گفت تساوی زن و مرد در انسانیت از نظر اسلام غیر از الفبای حقوق بشر غربی است.272
شبهه سوم
تعدّد زوجات مخالف ناموس طبیعت و خلاف فطرت می‌باشد. آنچه که طبیعت مهیّا کرده این است که یک زن برای یک مرد و مخالفت با آن مخالفت با غرض طبیعت است.273
در جواب باید بگوییم که مخالفت نوع زنان با چند همسری ناشی از فطرت و طبیعت آن‌ها نبوده است، بلکه از حسادت ناشی می‌شود. اگر به راستی این مسأله بر خلاف فطرت زن است؛ چرا وقتی مردی برای ازدواج مجدّد نزد ایشان می‌آید با علم به این‌که خواستگار، زن دیگری هم دارد ازدواج با او را می‌پذیرد؟ موافقت آن‌ها با میل و رضایت دلیل بر آن است که خلاف فطرت نیست.274
3. تفاوت‌ زن و مرد در نشوز
از مواردی که میان زن و مرد در تکالیف و حقوق تفاوت وجود دارد، و در محور خانواده می‌باشد، تفاوت آن‌ها در مسئله نشوز است. در صورت تحقق نشوز، تکالیف هر یک از زن و شوهر در برابر دیگری بر اساس آیات قرآن متفاوت است. اگر زن ناشزه باشد ، حقی که شوهر در برابر او دارد، با صورت نشوز مرد و نحوه‌ برخورد زن با او فرق دارد.
غربی‌ها و غرب‌زدگان به نگاه سطحی به آیات الهی اقدام به ایجاد شبهه می‌کنند و یکی از مسائل مورد بحث آیه نشوز است که چرا در مورد زنان چنین فرموده ودرمورد مردان چنان، در این مبحث سعی می‌شود که این تفاوت‌ها را با توجه به آیات قرآن مورد بررسی قرار می‌دهیم و بعد از آن به تحلیل این تفاوت‌ها می‌پردازیم.
نشوز در لغت:
نشوز یعنی برتری و عصیان کردن مرد بر زن و زن بر مرد.275
در مجمع البحرین آمده است:‌ النشز و هوالمکان المرتفع، نشز به معنای مکان مرتفع است.276 در کتاب العین آمده است: نشز: نشزالشیء ای ارتفع و جمعها: نواشز و قلب ناشز اذا ارتفع عن مکانه من الرع277
نشوز در اصل از ماده نشز به معنا زمین مرتفع می‌باشد و هنگامی که در مورد زن ومرد به کار می‌رود به معنی سرکشی و طغیان است.278
مرحوم علامه طباطبائی می‌فرماید:‌ نشوز به معنای عصیان و استکبار از اطاعت است.279

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه با موضوعصنعت گردشگری، اجتماعی و فرهنگی، اثرات اقتصادی، زیست محیطی

تمکین به معنای انجام وظایف زناشویی و نشوز مقابل آن است این موضوع وابستگی عمیق به مبحث ریاست خانواده دارد… تمکین و نشوز غالبا نسبت به زن کار می‌رود.280
تمکین واژه انتزاعی است که فقها از ادله بدست آورده‌اند اما نشوز ریشه قرآنی دارد، و در دوآیه شریفه شرح شده است.281
همچنین ابن عاشور می‌گوید: نشوز در لغت به معنی برتری جستن وبلندی است و آن‌چه که به معنی اضطراب و دوری برمی‌گردد و نشز الارض به زمین مرتفع گفته می‌شود،‌ همچنین اکثر فقها نشوز را به معنی نافرمانی و عصیان زن نسبت به همسرش و ناراحت کردن او دانسته‌اند.282
نشوز در اصطلاح:
نشوز در اصطلاح به معنی خروج هر یک از زن یا شوهر از آن چیزی است که خد
اوند بر او واجب کرده است اما اگر هر دو از اطاعت هم دیگر خارج شوند، یعنی هیچ یک به وظیفه خود عمل نکند و حقوق دیگری را نادیده بگیرد، این حالت را شقاق گفته می‌شود.283
پس معلوم شد که نشوز در اصطلاح: مرد از حقوق واجب زنش و بالعکس زن از حقوق شوهرش امساک و خودداری کند و حقوق یک دیگر را محترم نشمارند.
محدوده نشوز:
رعایت نکردن حقوق واجب از طرف زن ومرد نشوز حساب می‌شود لذا قبل از همه مباحث باید معلوم شود که حقوق زن بر مرد و مرد بر زن در احکام اسلامی چیست؟ حضرت امام راحل در این زمینه در کتاب تحریرالوسیله، کتاب نکاح، فصل فی نفقات ودیگر فصول،‌ به بسیاری از مسائل بطور مفصل پرداخته است.
حقوق زوجین از نگاه اسلام به قرار زیر است:
حقوق شوهر بر زن عبارتند از:
الف) عدم خروج از منزل مگر به اذن شوهر
ب) عدم جواز صدقه دادن، نذر کردن، و یا قسم خوردن مگر به اذن شوهر
ج) تمکین به شوهر در هرزمانی که مرد می‌خواهد.
د) پاک کردن خود از

p
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید