گونه ای که کوبیسم ترکیبی یادآور می شود در اطراف مراکز همسایگی متعدد سازمان داده می شود و چون به گفته لوکوربوزیه فرهنگ بین بناها را با آمد و شد تعیین می کند؛ یعنی همان عملکرد گرایی و همان اصول زیبا شناسی خردگرا، مفهوم عناصر ترکیب بناهای پراکنده شده در فضا را نیز شکل می دهد.”
بنابراین در تفکر مدر نیست ها به ویژه اندیشه های لوکوربوزیه خیابان به عنوان یک فضای شهری چیزی جز عملکرد عبور و مرور نیست و فضای شهر فضایی بیکران و مجرد و انتزاعی است که صرفا جداکننده ساختمان هاست. به گفته الکساندر: “این یک عادت تفکر در شهر مدرن گردیده بود که ساختمان ها باید حجم های ساده ای باشند در دریایی از بیکرانگی فضا” . در دهه شصت، نگرش مدرن فه فضاهای شهری که آن را چیزی نامتناهی و انتزاعی فرض می کرد، مورد تردید قرار گرفت و تلقی مدرنیستی از فضای شهری به معنای واقعی باردیگر مطرح شد.
کولکوهن میگوید: ” وما توانستیم به مفهوم فضای شهری خوش آمد گوییم و ضرورت آن بازسازی شهر به عنوان یک بافت پیوسته است” . از این دوره به بعد دوباره تلاشی در جهت ارایه تعابیر جدید آغاز گردید. در دیدگاههای جدید، فضای شهری، فضایی پر از ازدحام و شلوغی جمعیت و در بردارنده کاربری های مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی وفرهنگی است و در بردارنده برداشت جدیدی از فضای ادراک در حیطه های اندیشه های فلسفی، روان شناسی و جامعه شناسی می باشد.افرادی نظیر مرلوپونتی، ادواردز، پیاژه، کاستلز، آلتوسر، در این جنبش نقش مهمی ایفا کرده اند. ” در این دوره گروهی مانند راب کریر،ادموندبیکن، کامیلوسیته و راجرترانسیک فضای شهری را حاصل هنر ارتباط می دانند”. این برداشت به حدی تاثیر گذار عمل می کند که “راب کریر فضای شهری را “فضای خارجی” می داند و “تمام انواع” فضاهای میان ساختمان ها در شهرها و دیگر مکان ها” و عناصر پایه فضای شهری را خیابان و میدان نام می برد.
در ضمن افراد دیگری مانند امانوئلکستلز نیز تعاریف مشابه در مورد فضای شهری ارایه می دهند.
پاتریکگدس معتقد است “حرکت، جوهر زندگی است و حرکت حیاتی شهر با دگرگون کردن آهنگی که خلاقیت در مکان ایجاد کرده و در ذهنیت زمان دوباره به کار گرفته شده دایما ادامه می یابد” .
پاتریکگدس فرایند به وجود آمدن شهر را در جریان گذار از اعمال به حقایق و از آن به اندیشه ها و از اندیشه ها به واقعیت توضیح می دهد.
این دیاگرام مکان- فضا را در فرایند تبدیل شهر به عنوان جایگاه انسان مدنی به خوبی نشان داده و رابطه اعمال، احساسات، حقایق، اندیشه ها را در فرآیند شکل گیری مکان شهری نشان می دهد. پل کروز در سال 1959 در کتاب خود با عنوان “شهر ومیدان”، فضا شهری را از بعد روان شناختی مورد بررسی قرار می دهد. از نظر زوکر بهترین راه ادراک فضای شهری نگاه دقیق به تجربه فضا در طول تاریخ است.
از نظر زوکرشرایط اجتماعی و اقتصادی تاثیر به سزایی در شکل گیری فضای شهری دارد و نیروهاییرا در شکل گیری فضای شهری دخیل می داند که عبارتند از: عوارض زمین، اقلیم، عوامل ملی، آثار متغیر سبک دوره زایش و نیروهای ایستا و پویا. کوین لینچ ازدیگر دانشمندانی است که از نظر وی فضای شهری یکی از عناصر بسیار مهم در خوانایی شهر است وخوانایی از نظر لینچ کلید درک شهر و رابطه اصولی شهروند و شهر است.
از نظر مامفورد، دیگر اندیشمند پست مدرن، “فضای شهری نمود اهداف انسان ارگانیک است”. فضا ارکان خاص انتقال میراث فرهنگی از گذشته است. بدین ترتیب از نظر مامفورد، فرم فضای شهری در طول تاریخ محصول عملکرد فضا است و فضا بعد فرهنگ دارد.
کنزوتانگه یکی از دانشمندان عرصه معماری و شهرسازی است که شهر را به مثابه موجودی زنده تلقی می کند که توسعه آن برا پایه رشد ساختارآن است.
از نظر کنزوتانگه میدانی برای فعالیت های فیزیکی انسان و میدانی برای برقراری ارتباطات به شیوه های نمادگرایانه است. اما مهم ترین جنبه ایجاد فضا، ایجاد میدانی برای شکل گیری بخشیدن به انسان است.
امسراپاپورت، فضای شهری را در بردارنده مجموعه ای از ارتباطات می داند”. وی با وارد کردن فرهنگ در لیست موارد تاثیر گذار در شکل گیری فضاهای شهری گامی به جلو برمی دارد و حلقه گمشده فضای فیزیکی و فضای ذهنی را از طریق هنجارهای فرهنگی به هم پیوند می زند.
فرانسوا شوای در مقاله ای بنام “شهرگرایی و نشانه گرایی” بحث مفصلی در مورد رابطه فضا و جامعه می کند. از نظر وی هر اجتماعی در هر سطح از تکامل تاریخی خود برخوردار از نظام نهادهای دینی، اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی و خویشاوندی است. “در این میان ساختار کالبدی شهر، بر شالوده روابط نهادی جامعه استوار می شود”. این انطباق ساختار کالبدی، الگوی منفصل و یک سویه ندارد، بلکه ساخت شهر با قوامی که در طول سال ها پیدا می کند، برای همه دارای فضایی ویژه ای و در کلیت ساخت و عناصر سازنده برای مردم متضمن معناست. در اینجا فرم ساختار کالبدی بر حسب الگوی کلی ساخت منطبق بر روابط نهادی، می تواند اشکال مختلفی بگیرد.
از دیگر نظریه پردازان عرصه شهر، امانوئلکستلز فرانسوی است که با دیدی مارکسیستی به شهر نگاه می کند. به عقیده وی، مفهوم فضا از دوران یونان باستان تا کنون مطرح بوده است. فضا یک محصول مادی است، در رابطه با سایر عناصر.
در این میان، انسان ها، به فضا شکل، نقش و محتوا می دهند. لذا در نظر گرفتن شهر به عنوان نمود جامعه نقطه آغاز و مقدماتی است و بر این پایه هیچ نظریه های از فضا وجود ندارد که بخش واحدی ا
ز یک نظریه عمومی اجتماعی نباشد. از این رو فضای شهری، شکلی از اشکال فضایی است که به طور اتفاقی سازمان نیافته و دارای ساخت است. ماهیت این اشکال فضایی را باید به عنوان اشکال فرهنگی تلقی کرد و در نتیجه این اشکال نوعی بیان ایدئولوژی است.
از نظر کستلز فضا بازتاب جامعه نیست بلکه خود جامعه است. ” فضا بعد مادی جامعه است و اگر آن را مستقل از روابط اجتماعی در نر بگیریم؛ مانند آن است که ماهیت را از جسم آن جدا بسازیم و اولین اصل هرعلم اجتماعی را نادیده بگیریم. روح و جسم باهم ارتباط متقابل دارند. بنابراین اشکال فضایی کره خاکی ما، همانند سار چیزها توسط عمل انسانی شکل می گیرد”. در نتیجه از نظر کستلز، فضا از دو بعد فیزیکی و اجتماعی را از هم جدا نمی کند بلکه آن ها را ابعاد یک موضوع می داند. از آنجا که فضا چیزی جز جامعه نیست، لذا تغییر محیط به معنای تغییر روابط اجتماعی است.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع تحقیق درمورداستان فارس

2-4 استنتاجات از نظریات ارائه شده در حوزه های مختلف مفهوم فضا
با جمع بندی مجموع نظرات افراد مختلف در خصوص فضای شهری و نیز با توجه به نتایج ارایه شده در حوزه فضا می توان نتیجه گیری کرد که فضای شهری، حوزه ای است از فضا که در شاخه سوم یعنی فضای هستی قابل تعریف است. با توجه به طبقه بندی ارایه شده در بخش قبلی، فضای هستی در شاخه ای تقسیم بندی گردید که ارتباط بشر را با یک کلیت فرهنگی و اجتماعی پیوند می زند و از این رو فضای شهری حوزه ای از فضای هستی فلسفی است.
این موضوع از سال های پس از جنگ جهانی دوم همواره بحث اصلی اندیشمندان رسته های مختلف بوده است و از جمله جغرافیدانان: (هربرت: 1981، هاروی: 1961)، مردم شناسان: ( لویاشتراوس: 1963)، باستان شناسان: ( هولدز: 1978، اکو: 1972)، جامعه شناسان: (گیدنز: 1981) و برنامه ریزی شهری (کستلز: 1971، بنتلی: 1999) بدان پرداخته اند. از این رو چنین به نظر می رسد که برای شناخت فضای شهری بستر زندگی عمومی و اجتماعی مردم تلقی می شود و همچنین باید با تاکید بر تاثیر نیروهای اجتماعی و فرهنگی در شکل گیری فضای شهری، نقش این عامل را در درجات بالاتری خاطر نشان نمود. “بنابراین عواملی که بنیان های اصلی فضاهای شهری را شکل می دهند، برآیند نیروهای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، حقوقی، دینی و سیاسی هستند”.
از آن جایی که فضاهای اجتماعی حاوی اطلاعات تاریخی می باشند که در طول زمان پدید آمده و توسط عناصر فرهنگی منتقل شده اند، بنابراین فضاهای شهری در بردارنده شاخص های تاریخی هستند و از این رو فضاهای شهری، عامل انتقال میراث فرهنگی جامعه در طول زمان هستند و همین کیفیت فضای شهری است که ” به عنوان سازوکار بزرگ برگزیننده ای عمل می کند که به گونه ای خطا ناپذیر، افرادی را که برای زندگی محیطی خاص از همه مناسب ترند، گزینش کی نماید”.
به همین جهت دست به ایجاد اجتماع می زند و از این رو فضای شهری، حاصل اندیشه ای اجتماعی محسوب می شود و در سایه تفکر اجتماعی و سایر شاخص های مربوط به آن است که این فضا شکل می گیرد. این شاخص ها در بخش های “عملکرد”، “تعامل اجتماعی” و “تعامل بین فرهنگ اجتماع” مورد بحث واقع می شود.
2-5 فضای شهری، اندیشه های اجتماعی
2-5-1 عملکرد
عملکردهای فضاهای شهری، دارای ابعاد گوناگونی می باشد و مکان های عمومی نتیجه عملکردهای انسانی با ابعاد اجتماعی و عمومی است. این عملکرد های انسانی دارای خصلت های چند بعدی هستند و ضرورتا در فضا شکل می یابند.
عملکردهای ناشی از فعالیت های انسانی در عرصه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بوده و معطوف به هدف معینی می باشند و ضامن بقای جامعه و تداوم بخش زندگی عمومی و اجتماعی مردمان آن جامعه می باشند. بنابراین انتظام عملکرد، مهم ترین وجه فضای شهری است و شناخت آن به منزله شناخت مهم ترین وجه فضای شهری بوده و “انتظام عملکرد است که در آمیختگی رفتارهای انسانی جامعه را باعث می شود”. و از این روست که “تنظیم عملکردهای شهری، از عناصر اساسی و اصلی طراحی شهری به حساب می آید”. البته باید در نظر داشت که تنظیم عملکردهای شهری به خودی خود جزو اصول صرف بوده و ترتیب آن باید با رفتارها و فعالیت های مردم و نحوه استفاده آنان از محیط سازگاری و مطابقت داشته باشد. درضمن با دسته بندی عملکردهای مختلفی که در طول روز دارد مشخص گردد. مردم مختلف، کارهای مختلفی انجام می دهند و بین آن ها می تواند تضادها و برخوردهایی وجود داشته باشد، اما به ندرت ممکن است بین فرم ها وعملکردها تطابق وجود نداشته باشد.
عملکردهای شهری، بر اساس هم پیوندی میان آن ها نیز طبقه بندی است و پس از طبقه بندی آن هاست که نوبت به تحلیل پیوند های میان آن ها می رسد. این عملکردها می توانند دارای دو حالت کلی می باشند که یا عملکردهای رسمی هستند و یا غیر رسمی، عملکردهای رسمی، عملکردهایی هستند که توسط طراحان شهری، برنامه ریزان و دست اندر کاران امور شهری از قبل برای یک فضای شهری در نظر گرفته می شوند در حالی که عملکردهای غیر رسمی، در مکان معین و از پیش تعیین شده ای به ظهور نمی رسند، بلکه در فضای عمومی شکل می گیرند. این عملکردها به طرق مختلف به طور خود به خود و ارگانیک و یا در نبود برنامه از پیش تعین شده، برخاسته از رفتارهای اجتماعی و اقتصادی در فضای شهری حاصل می شوند.
2-5-2 تعامل اجتماعی
فضای شهری ظرف و مکان بروز زندگی اجتماعی فرد جامعه است که بر اساس پایه های فکری خرد گرایانه، مشارکت مدنی آحاد جامعه و رفتارهای جمعی شکل گرفته بر پایه ارزش های انسانی شکل می گیرد.
این تعامل اجتماعی و
مشارکت مردمی را می توان عنصر اصلی و اساسی محتوای فضای شهری بر شمرد که روابط انسانی و فعالیت های شهری را تحت تاثیر خود قرار می دهد. در باز شناسی مفهوم تعامل اجتماعی به عنوان پایدار فضای شهری “این مفهوم معطوف به مجموعه پویش ها، گرایش ها و نگرش هایی است که بر پایه عقلانیت جمعی، باورهای مردم سالاری، خود باوری، خردگرایی و قانون گرایی است”. به عبارت دیگر، اگر پیشرفت تمدن شهرنشینی و شهرگرایی و جامعه بشری را در طول تاریخ معطوف و در ارتباط با رشد روابط انسانی و تعامل اجتماعی افراد جامعه در نظر بگیریم و از آن جایی که تعاملات اجتماعی در کامل ترین تعریف خود، در تمامی ابعاد قابل ظهور می رسد، از این رو می توان فضای شهری را مکان ظهور تعامل اجتماعی قلمداد نمود و این چنین است که فضای شهری علاوه بر تاثیر پذیرفتن در شکل گیری خود از تعاملات اجتماعی، به آن شکل نیز می دهد و “از این روست که فضای شهری به واسطه محتوای شکل دهنده خود،

p
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید